شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
مقایسه قانون منع شراب در آمریکا و تحریم آن در اسلام و مشکل اعتیاد جامعه
در اوایل قرن نوزدهم مشکل میگساری جامعه امریکا به حدی رسیده بود که دولت و ملت بدنبال راهی بودند تا راهی برای رهایی این معضل بیابند .افکار عمومی به زیا ن بار بودن جسمی و روحی میخوارگی پی برده بودند.مجلس امریکا در سال 1920 قانون ممنوعیت فروش ،تولید و جابجای مشروب را تصویب کرد . برای اعمال این قانون کلیه امکانات و تجهیزات نظامی و غیر نظامی بسیج گردید .رسانه های گروهی انواع برنامه های متفاوت علمی و تبلیغاتی برای اطلاع رسانی مضرات این بلای تمدن سوز ارائه دادند.کتاب های زیادی و مجلات و روزنامه های مختلفی با تیراژهای فراوان در جهت روشنی افکار
چاپ و منتشر گردید.برای بهتر شدن اجرای این قانون از قوه قهریه هم استفاده شد .چندین نفر اعدام چندین هزار نفر زندان میلیون ها دلار جریمه و املاک و مستغلات مصادره گردید.اما متاسفانه علیرغم این همه تلاش دولت امریکا با اعلام ناتوانی در اجرای این قانون در سال 1933 با تصویب اصلاحیه ای شکست این قانون را اعلام کرد چرا این قانون شکست خورد جامعه امریکا کدام گوهر انسانی را تداشت تا از این مشکل رهایی یابد
تاریخ بشر بخوبی در این باره تجربه عینی و ملموسی دارد که توانسته است با چه خوبی و عشقی از این معضل خود را رهانیده است. شراب خواری جامعه عربستان در زمان بعثت حضرت رسول (ص) و علاقه وافری که اعراب به نوشیدن شراب داشتند تاریخ نقل های زیادی را ثبت کرده است .چه سروده هایی و نامهای مختلف و مراسمات شبانه بزرگی که برای نوشیدن شراب برگذار می کردند همه نشانه علاقه و اعتیاد این مردم به شراب نوشی را بیان می کند .اما جامعه ایی که روح و روانش از نسیم ایمان و لذت ایمانی پر شده است .دیگر لذت شراب را زهر مار می داند انجا که خداوند اینچنین تحریم شراب را اعلام می کند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ َالْمَيْسرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ } مائده /90- 91
ای کسانی که ایمان آورده اید. همانا شراب و قمار و و انصاب و ازلام همه پلیدند ،و از کارهای شیطانی .پس از همه اینها دوری گزینید ،تا رستگار گردید.. همانا شیطان میخواهد که از راه قمار و شراب در میان شما دشمنی و کینه بیافکند،و از یاد خدا و از نماز شما را بازدارد . حال دیگر دست بر میدارد.
اینجاست می بینیم تحول عظیم اتفاق می افتد. شراب نوشان شراب ها را در کوچه ها ریختند . انس روایت می کند من برای ابوعبیده و ابی بن کعب شراب می ریختم و می نوشیدند .کسی آمد و گفت شراب حرام گردید . ابو طلحه گفت :انس برخیز و همه شرابها را روی زمین بریز من همه شرابها را روی زمین ریختم
همه می دانیم کوچکترین عادت ترک آن سختی زیادی دارد ریختن و نخوردن یک لیوان چای برای انسانی که عادت کرده است مشکل است حال این چه قدرتی است در یک لحظه تحریم شراب را می پذیرد چنین اطاعت از امر خداوند و مخالفت با اعتیاد و شهوت را کجا تاریخ بشر بخود می تواند بیابد . ایا غیر از ایمان و لذت ایمانی کسی دیگر می تواند اینچنین تحول ایجاد کند . این معجزه خارق العاده ایمان است
حال جامعه ما گرفتار اعتیاد به انواع مخدرات گیاهی و صنعتی است . مبارزه سخت افزاری و نرم افزاری به شدت انجام گرفته است . از اعدام تا زندان و جرایم مختلف اما در از بین بردن آن تاثیر گذار نشدند روز به روز سن اعتیاد کاهش و جرایم ناشی از آن افزایش می یابد و انچه از قراین و شواهد ناشی است همه از این مشکل مستاصل شده اند .راه چاره در چیست ایا راهی بهتر از ایمان وجود دارد همان راهی که صحابه حضرت را از شر شراب نجات داد .ایمان اکسیری برای همه دردها و رنجهای بشری ایمان به خداوند بیدار کننده انسانها از خواب غفلت و جهالت. ایمان و توسعه ایمانی جامعه، ضرورت مداوم بشر است.
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391
حس اشرافیگری مردم
ساده زیستن روش زندگی انبیاء الهی و اصحاب و حواریون انها بوده است .زندگی حضرت رسول اکرم
(ص) بارزترین نمونه برای ساده زیستی و اسوه کامل برای این مهم است .زندگی اصحاب بزرگوار هم
به همین طریق ،اما در زندگی مردم ایران بطور عام تمایل به اشرافی گری نمود و بروز زیادی دارد .
قدرت و ثروت بخاطر به ظهور رساندن جذبه اشرافی گری کالای کمیاب و انتیکی گشته اند.
در خرده رفتارهای عادی مردم این حس کاملا بروز و نمود دارد .در یک گروه چند نفری همه تمایل به فرماندهی دارند .همه سعی می کنند حرف خود را به کرسی بنشانند .همه خصلت پیدا کرده اند تا مورد تکریم قرار گیرند .بر جای بلند بنشینند .حس خود برتر بینی زیادی در بین مردم وجود دارد.نمونه بارز آن از بین رفتن عام سلام در جامعه است . بسیاری از پیشی گرفتن سلام ابا و تکبر می ورزند.لباس گرانقیمت پوشیدن ,ماشین لوکس سوار شدن و خانه مجلل داشتن را منصب عالی را برای ارضای حس اشرافیگری طالب هستیم .
این رفتار در تمام گروها به شدت یافت میشود .حاکمان ،تحصیلکردگان ,علما ،همه ...هر کس تمایل دارد
به دنبال حشم و دب دبه ایی بکشاند .ساده زیستن بی آلایش زندگی کردن در جامعه ما کم وجود دارد.
جامعه ما به ظاهر، شیک و گران قیمت احترام زیادی قائل است .علت تلاش به هر قیمت برای رسیدن
به قدرت و ثروت همان منزلت ظاهری است .این حس باعث ایجاد شخصیت چند لایه ایی افراد میشود
.در تربیت فرزندان از همان دوران کودکی این حس را پرورش می دهیم .وقتی به مهمانی می بریمش
با هزاران نصیحت و گوشزد به او می فهمانیم بابا یا ماما به این چیز آن چیز دست نزن ؛میوه از یک دونه
بیشتر نخور به اسباب بازی بچه ها دست نزن سنگین بشین یعنی بزور ما کودک را از کودکیش جدا می کنیم
عناوین بدون حتی کمترین بار علمی و معنویی برای ما جذابیت دارد .فلانی دکتر ،مهندس ،وکیل ،وزیر
است .تا با این القاب حس اشرافی را سیراب کنیم .احترامهای ظاهری و تصنعی در جامعه ما به وفور
رد و بدل میشود
این حس با پرورش ایمان واقعی به خداوند قابل تعدیل است
سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391
ضرورت ایجاد مرکز مطالعات توسعه استان
با امعان به عقب ماندگیهای استان و آرزوی همه برای توسعه همه جانبه خلاء یک مرکز تحقیقاتی
یا بهتر بگویم یک مرکز مطالعات توسعه استان احساس میشود .شاید این فکر به نظر بیاید که با این
همه دستگاههای اداری و دانشگاهای متفاوت ضرورتی برای چنین مرکزی نباشد .اما همه ما به عینه
می بینم دستگاهای دولتی مشغول همان وظایف تعریف شده اداری خود هستند و خیلی اوقات دچار
روزمرگی میشوند و کمتر این مجال در انها بوجود می آید که به فکر مسایل بنیادی باشند
این مرکز چه اهدافی را دنبال کند مهمترین کار آن توسعه منابع مادی و توسعه منابع انسانی باشد
چند ویژگی اینچنین نهادی لازم دارد
1 .نهاد یا موسسه نیمه دولتی که از پیچ خم های معمول اداری فارغ باشد
2 .نگاه این مرکز برای بررسی راه حلها نگاه اسلامی –ملی باشد تا مذهبی –استانی
3.اعضای این نهاد بایستی از تمام مجموعه ها باشند. متخصص اقتصادی ،فرهنگی ،
سیاسی ،اسلامی ،بهداشبی ،صنعتی ،نظامی ،کشاورزی
4 .از شاخص های اعضای این نهاد متخصصینی باشند که نگاه انسان محور داشته باشند
5 .مطالعات این مرکز بعنوان برنامه های کاری و راهبردی بر اساس وظایف سازمانی
هردستگاه به انها ابلاغ و بیلان کاری جهت تحقق اهداف خواسته شود
6 .تنظیم برنامه پنج ساله مخصوص توسعه استان و نظارت مدام و مستمر توسط مسئولین مملکت
یکشنبه سوم اردیبهشت 1391
عوامل بازدارنده توسعه استان
بسم الله الرحمن الرحیم
هر آنچه بشر تولید کرده است یدکی بوده برای بهتر زندگی کردن ،در تمام ابعاد آن صنعتی ،بهداشتی
،آموزشی حال هرکس پیشرو در این تولیدات بوده است به او توسعه یافته گفته میشود .اکنون که قطار
توسعه به تندی می تازد و ما هنوز بیدار نشده ایم چه علل و عواملی ما را از این قافله به دور انداخته
در این نوشته بعضی از علل درونی به ظاهر کوچک اما مهم را به اختصار بیان می کنم
1 .
.پایین بودن سطح سواد عمومی مردم و تربیت نشدن نیروی کار متخصص بومی فاصله زیاد مراکز
دانشگاهی از شهرهای استان در نظر نگرفتن سهمیه ویژه برای دانش آموزان مناطق محروم در کنکور
و عدم توانایی انها در رقابت با دانش آموزان استانها و شهرهای بهره برداربعلت داشتن معلمان مجرب
و کتب کمک آموزشی و برگذاری کلاسهای فوق برنامه و مسئولین دلسوزو پیگر به مشکلات اموزشی
2 .
قاچاق، یکی از مشکلات بزرگ استان این پدیده مشکل ساز است ،که به علت جبر جغرافیای همسایگی
باکشور پاکستان و افغانستان و متاسفانه تقاضای داخلی و کمبود فضای کسب و کار مناسب و همچنین
ضعف ایمان و درآمد بالا برای تعدادی و دیگر عوامل مختلف باعث شده مردم این استان در خط مقدم و
تیر رس مستقیم این بلای انسانسوز قرار گیرند
که در این چند ساله حاکمیت تلاشهای زیاد سخت افزاری و نرم افزاری برای مبارزه با این معضل بکار
بسته و تعداد زیادی از جوانان مملکت در این راه به شهادت رسیده اند ولی این آفت ریشه کن نشده است جا دارد متولیان امر برای مرزنشینان شغلهای پایدار ایجاد تا کسانی یافت نشوند برای معاش خود تن به این کار بزنند
3 .
نبود بنگاهای بزرگ اقتصادی و کارخانجات تولیدی برای ایجاد کار و تلاش اقتصادی جوانان و مردم استان
در تمام بخش ها کشاورزی ،دامداری ،صنعتی و معدنی با توجه به اقلیم استان و شرایط مناسب آن دربخش کشاورزی و واگذاری زمین به متقاضیان با برداشتن محدودیتهای اداری تا جوانان با رغبت و حمایت از جانب دستگاهای ذیربط ،فضای ایجاد اشتغال و کار را هموار کنند و از منابع آبی استفاده
بهینه صورت پزیرد. مدیریت صحیح بر منابع آب از اصولهای تحول استان است .مردم استان می دانند منطقه بمپور تولید کننده گندم بلوچستان بوده اما متاسفانه بعلت نبود مدیریت صحیح بر منابع آبی هم اکنون بمپور غربی به مانند بیابانی متروکه می ماند چندین سال است دستگاهی به فکر لایه روبی سد بمپور نشده است
از این دست مشکلات در استان زیاد می باشد
4 .
.کارخانجات جنبی محصولات کشاورزی از ضرو ریات استان است. که متاسفانه محصول بزرگ
استان، خرما بدون بدست آوردن آورده مناسب برای کشاورز و استان همه ساله هدر می رود
استانی یافت نمی شود که هم خرما تولید کند و هم زردآلو و هلو ،پسته ،موز ....از این ظرفیت
خدادادی استفاده بهینه در جهت توسعه استان بیشتر بهره برده شود اما یکی از معضلات و گرفتاری
این بخش مشکلات مدیریتی و نبود نگاه استان محور و عدم استفاده از تمام ظرفیتهای انسانی و مالی
در این بخش است که ان شاءالله در فرصتی به این موضوع بیشتر می پردازم
پنجشنبه هفدهم فروردین 1391
شما چه راه حلی برای این معضلات دارید
وقتی دقیق به درون جامعه و رفتار عمومی بخش زیادی از مردم عنایت شود رگه هایی
از عرب قبل از اسلام یافت میشود و انها را مصداقی و بصورت اجمال به ثمن بحث می زاریم
اگر بعنوان معضل فرهنگی یا اجتماعی یا رفتاری یا هر عنوانی که روی انها گذاشته شوند قبول کردیم
انوقت پیشنهاد شود از چه راهی می توان این رفتارهای نادرست را اصلاح کرد از کدام مرجع بایستی
برای اصلاح این ناهنجارها کمک خواست .
1 .تعصب جاهلانه نسبت به طایفه
اگر دو نفر از یک طایفه سالها همدیگر را ندیده باشند ولی در مقام دفاع از هم حتی یکی مرتکب
ناحقی شده باشد اما جلوی طایفه غیر از خود به دفاع نامشروع روی می آوریم چون دفاع کردن
نابجا از طایفه را شهامت و دلیری طایفه گی می دانیم .اما با توجه به زندگی ماشینی امروز
و گرفتاریهای روزمرگی و یا منیت های درونی ماهها و سالها از بجا آوردن صله رحمی کوتاهی
می کنیم
2 .اعتقاد جاهلانه به طبقات اجتماعی
هنوز جامعه ما از یک کنش درونی و یک تقابل درونی از بابت این طبقات مرسومی رنج می برد
هنوز در رویای خوش و یا شبح وحشتناک به تناسب وضعیت افراد در نوسان است . بعضی در آن
گرفتاریهای سالهای قبل در حال کابوسند و بعضی هنوز در حض آن دورانهای خوش به سر می برند
با توجه به گذشت زمان و تحولات ملی در مملکت و به هم زدن آن مناسبات اما هنوز درون جامعه
به آرامش واحدی نرسیده است هنوز نگاه انسانی در مناسبات اجتماعی طبقات حاکم نشده است
جامعه به نوعی دچار تنازع پنهان است گروهی به فکر انتقام از گذشته اند اگر فرصتی بیابند و گروهی
به فکر احیاء گذشته (برای روشنی موضوع اگر کسی بخواهد خصوصی مصداقی برایش بیان می کنم )
3 .عدم آگاهی مردم از حقوق قانونی خود
به تناسب محیط کویری ما که زود گرم و زود سرد میشود ما در گرفتن حقوق قانونی خود اعم
از اداری ،آموزشی ،سیاسی و...با یک مراجعه سرد و یا گرم میشویم و از استمرار برای پیگری
تا حصول نتیجه استفاده نمی کنیم و همچنین تعریفی جامع و کامل از مطالبات اداری نداریم هر کسی
برای نامی و یا نمودی و یا قرار گرفتن در یک بسترمناسبی به جایی رسیده است و تمام فکر و ذکرش
همان حوزه کار خودش است و نیم نگاهی به معظلات و گرفتاریها ندارد
4 .چگونگی تعامل فرهنگ بلوچی با فرهنگ ملی
ما در کشوری زندگی می کنیم با قومیتها ی متفاوت و هر کسی دارای اداب و رسوم خاص خود است
که محترم می باشند اما تعامل ما تا کجا هست و یا اینکه بی خیال از کنارش
بگذریم به نظر چاره کار نیست چون خواه و ناخواه این فرهنگها تاثیر گذار هستند اما مرز این
تاثیرگذاریها تا کجاباشد. در روستای بودم گفتند فلانی برای فرزندش جشن تولد گرفته
خوب این از فرهنگ بلوچ نیست از خارج آن وارد شده است و یا می گویند فلانی در مراسم عروسی
دخترش لباس عروس و یا سفره عقد خریده فلانی شب چهارشنبه سوری رفته و یا سیزده بدر رفته
اینها و عواملی از این دست باید چه رفتاری داشت
5 .شگام
در رفتار مردم و گفتار انها زیاد این کلمه شنیده میشود که چه خسارتها یی مادی و جانی ببار آورده
عامل بسیاری از نزاع های طایفگی و کشتارها از ترس همین شگام افراد بوده .همیشه بعنوان
آتش زیر خاکستر بوده بارها اتفاق افتاده قتلی سالیان سال از آن گذشته ولی بخاطر همین شگام
باز دوباره مقابل به مثل شده است
6.قتلهای کور طایفگی
اگر موسسه ایی می بود تا حساب کشته شدگان این درگیریها را میداشت عمق فاجعه بهتر تبیین میشد چه انسانهایی مفت و بدون دلیل از دست رفته اند چقدر از زنانی که بیوه شده اند و چقدر فرزندانی که با یتیمی بزرگ شده اند چه کینه های که در سینه ها بوجود آورده چقدر این خونهای ریخته شده برزمین بلوچستان عامل عذاب و خشم خداوند را موجب شده حال آنکه خداوند می فرماید
هرکس انسانی را به ناحق بکشد یعنی تمام انسانیت را کشته است و تاسفبارتر آن است کسانی
که مرتکب این قتلها میشوند خود را دلیر و شجاع می نامند و غم انگیزتر آن است در نگاه عوام
این افراد نترس و دلیر خوانده میشوند حال آنکه از اصول جامعه اسلامی است( لیس منا
من مات علی عصبیه ) کسی که بخاطر عصبیت قومی بمیرد از ما نیست اما متاسفانه
ما مشمول این ضرب المثل عرب جاهلی هستیم (انصر اخاک ظالما او مظلوما)
برادرت چه ظالم باشد چه مظلوم یاری کن
7 .طبع خشن مردم
خشم و غیظ ما از مهربانی و ترحم زود تر انگیخته میشود با کوچکترین برخوردی ما از کوره به مانند
آهن مذاب بیرون می ریزیم اگر سلاح سرد و یا گرمی در اختیار داشته باشیم بر کشتن هم سریع بلند
میشویم عملگرا بودن سریع ما در کارهای خشونت زا
8 .چند همسری غیر عادلانه ما
از شرایط چند همسری اجرای عدالت همه جانبه است اما متاسفانه همیشه شاهدیم فردی که
تجدید فراش می کند زن و بچه اولیه را رها می کند و هیچ حمیتی برای زندگی انها نمی کند
که بسیاری از بچه های اینگونه از افراد بزه کار میشوند و مشکلات بزرگ بر خود و جامعه
بوجود می آورند و همچنین بسیاری از این فرزندان با خواهران و برادران نا مادری خود
سالها با کینه و عداوت زندگی می کنند
9 .قصاص های ناعادلانه
با توجه به زندگی عشیره ایی و طایفه ایی ما بارها اتفاق افتاده فردی از یک طایفه
مرتکب خطایی شده ما خطاب به کل طایفه می کنیم نمیگیم فلانی این اشتاه راه مرتکب
شده بایستی خودش پاسخگو باشد اما در قانون نانوشته بلوچی ما کل طایفه او خطاکارند
10 .عدم اهتمام جدی والدین بر تحصیل فرزندان
حالا جای بحثی برای کمبودهای آموزشی نیست ولی والدین ما کمتر به این مهم می پردازند
پدر و مادر نمی دانند بچه اشان در کدام مقطع تحصیل می کند در طول سال یک بار به مدرسه اش
سری نمی زند تا از وضیعت تحصیلی فرزندش با خبر باشدسه شنبه پانزدهم فروردین 1391
اختلاف
از عوامل مهم انحطاط جامعه اسلامی اختلاف مسلمانان بوده است .به گستره جغرافیای دنیای اسلام
انواع اختلافات را گسترش داده اند .عوامل گسترش اختلاف از درون جامعه اسلامی و یا از بیرون آن بوده
است .انواع نمادها را تبدیل به اختلاف کرده اند زبان ،قومیت ،مرز،دین و مذهب، سالیان متمادی با حربه های متفاوت بر طبل اختلاف انچنان نواخته شده کسی نتواند صدایی از وحدت و اتحاد را بشنود و آنچنان بر حق و حقیقتگرایی هر گروه در مقابل گروه دیگری دمیده شده است که هر کسی خود را حق مطلق پندارد و دیگری را در مسیر انحراف و تلاش در جهت حذف و نابودی دیگری گرفته میشود .
در جوامع اختلاف زده تولید فکر سالم امکان پذیر نیست چون افکار در جهت خلاف هم تلاش می کنند
و همیشه بار منفی از انها ساطع میشود در فضای منفی بافی تخاصم و تقابل رشد و نمو می کند.
آرامش در جوامع اختلاف زا بوجود نمی آید در نبود آرامش امکان تولید فکر سالم نیست ،در نبود
تفکرسالم امکان تولید علم و دانش جدید نیست .
در اختلاف، دشمنی تولید میشود و میوه دشمنی؛ نابودی و از بین بردن است .آنچه در دشمنی به فراموشی میرود دوست داشتن است .
در جامعه ما رقابت سازنده وجود ندارد اکثر مردم با هم در لجاجت کشنده به سر می برند انرژی
جمعی برای تولیدات سالم مصروف نمی شود
ره آورد اختلافات جامعه اسلامی امروز آقایی ملل غیر مسلمان بر انها است ما منتظر هستیم تا
انها برای ما چه تولید می کنند و حتی چه می اندیشند و ما مصرف کننده تولیدات فکری و صنعتی
انها هستیم .و کشورهای اسلامی در استعمار نوین جهان شرق و و غرب هستند هرکدامشان
به دامن یکی خود را چسپاده اند تا در سازمان ملل و یا دیگر سازمانهای بین المللی چشمی به
انها داشته باشند تا لایحه ایی بر ضد انها تنظیم نکنند و یا از حق وتوی انها به نفع خود
بهره ایی ببرند به هر حال سبیل و قیچی مسلمانان در دست آنها است اگر تا دهه های قبل
با ورود نظامی و با ساز و برگ جنگی به استعمار می بردند ولی امروز با روشی امروزین
و حتی با ظاهری قانونی در قالب استعماری جدید. این استعمار جدید نتیجه اختلافات مسلمانان است
اگر مسلمانان و حکومتهای انها خود را در چارچوبهای آموزه های دینی متحد کنند و اتحادیه ایی
بزرگ تشکیل دهند و به طرف از بین بردن مرزهای ساختگی عقیدتی و جغرافیایی حرکت کنند
و در نهادهای بین المللی با حرفی واحد حضورپیدا کنند انوقت خواهد بود جهان به دیده احترام
به آنها خواهد نگریست البته لازمه این مهم ایجاد اتحاد درونی کشورهای اسلامی است
کشت و کشتارهای فردی و جمعی در کشورهای اسلامی چقدر زیاد است چه کسی می تواند
خسارتهای خانوادگی و اجتماعی این همه کشتار که در جوامع اسلامی اتفاق می افتد را پر
کند ضربات روحی و روانی که بر پیکر جهان اسلام وارد میشود جبران کند در همین یک
سال برای تغییر حکومتها چه انسانهایی که از بین نرفته اند هر قطره خونی به مثابه رویش درختی
پر شاخ و برگ از اختلاف که سالیان سال میوه تلخ اختلاف و دشمنی ثمره آن است اما در مقابل
جهان غیر مسلمان به غیر از جهان توسعه نیافته برای تغییر حکومتها کجا این همه خسارت بوجود
می اورند چرا ما باید به حدی برسیم معلم خوبیهای ما جهان غیر مسلمان باشد
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391
الهی
به درگاه ،آمدم –بنده وار
خواهی عزیز دار خواهی خوار
ای مهربان فریاد رس
عزیز انکس کش با تو یک نفس
ای همه تو و بس
با تو هرگز کی پدید آمد کس
الهی
دانی که نه بخود به این روزم
و نه بکفایت خویش شمع هدایت میافروزم
از من چه آید و از کرد من چه گشاید
طاعت من بتوفیق تو ؛خدمت من بهدایت تو
توبه من برعایت تو ,شکر من بانعام تو
ذکر من بالهام تو
همه توئی من کدام
اگر فضل تو نباشد من برچه ام
مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری
در اول سال1391
برای همه ارزوی موفقیت و بهروزی دارمچهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390
مختصری برای هم اندیشی دینی
جناب آقای کرد به همان رگ خاشی خود زدی بگیر،ببند،زد و خورد ایجاد شود خداوند خیرت
دهد ان شاء الله این نوشته ها فتح البابی باشند برای جامعه کم مکتوب ما و مرضیه خداوند تبارک و تعالی امیدواریم خداوند این نوشته ها را از حب و بغض شخصی بدور نگهدارد موجبات رضایتش فراهم شود
اگر چه آن دوست عزیز علاقه ایی به ادامه دادن ندارد اما وقتی ما وارد دنیای نوشتن شدیم حرفه ایی
اندیشیدن را دستور کار خود بگذاریم در این وادی هر نوع مخاطبی وجود دارد با سطوح دانش متفاوت
و اندیشه های متفاوت و همه قابل احترام ایشان گفته اند وجه اشتراک بین ما نیست من می گویم وقتی ما به خود اجازه داده ایم بنویسیم وجه اشتراک ما جامعه ما است ما برای خلاء یا موجودات موهومی نمی نویسیم و بحث شخصی و خدای نکرده دعوا نداریم یک دغدغه و یک فکر و یا منفعت و یا
احساس یک مضرت ما را به این طرف کشانده و مخصوصا خود را می گویم این احساس را ندارم
کسی مجاب نوشته هایم شود ولی انچه را فکر می کنم درست است می نویسم و در بوته نقد و نقادی
بگذارم
و اما
این حرف ساده لوحانه که دین دار متحجر و عقب مانده است از کجا وارد جوامع اسلامی شده و ورد
زبان کسانی که به زعم خود با این حربه خداپرستان و دینداران واقعی را از صحنه اجتماع دور کنند با ورود
تکنولوژی غرب از صتعت چاپ تا برق و خودرو به کشورهای اسلامی و شهرهای انها و پشت بند آن
ورود صنعت سینما ،رادیو ،مطبوعات منحط و مبتذل و تلویزیون اینها داعیان فرهنگ غرب در زندگی
شهرنشینان جوامع اسلامی شدند بخش شهری جوامع اسلامی به یک باور غلط رسیده بودند که ما نسبت به روستا نشینان که هنوز فرهنگ اسلامی خود را حفظ کرده اند و از این ابزار مدرن ندارند برتریم
و انها متحجر و واپس مانده هستند در یک زمان طولانی این فکر تبلیغ میشد که متحجرین مسلمانند
حتی انها کار را به جایی رساندند (مرو برجر) نویسنده یهودی آمریکا در کتاب خود العالم العربی الیوم
می نویسد ما باید کاری کنیم که این فرهنگی که در جوامع شهری ایجاد شده به روستاها هم سر ریز
شود تا پنا هگاهی جهت شکوفایی اسلام به روی زمین یافت نشود
کار طراحان مبارزه با اسلام این بوده و است تا دین در حوزه عقب افتادگان و پیرمردان محصور بماند
تا به روشنفکران بقبولانند دین یعنی عقب ماندگی یعنی تحجر فرهنگ غربی با بزرگ کردن خوانندگان ،هنر پیشگان حتی در روستاها و شهرهای دور دست همه تلاش خود را به فراموشی اسلام و دین به کار بسته بودند پس از سالها فرزندان این ایده از جوامع اسلامی که با فرهنگ غربی رشد کرده بودند وارد دانشگاههای مختلف شدند و با خواندن متون ترجمه شده غربی و تغییر لباس عملا بردگانی شدند برای فرهنگ غیر اسلامی قاطبه جامعه اسلامی از زرق و برق فرنگ خود را نتوانسته برهاند ) (زومیر مبلغ نصرانی درسال1935 می گوید اسلام را از مسلمانان گرفتید اما نتوانستید آنان را مسیحی کنید آنگاه اسلام به صورتی در امد که مسیحیت خواهان آن بود به مسائل مهم اهمیت نمی دهد فرد مسلمان تنبل و راحت طلب شده و در دنیا به چیزی غیر از شهوت نمی اندیشد اینک مسلمانان اگر تحصیل علم کنند برای رفع شهوات است اگر مال اندوزی میکند هم برای نیازهای شهوانی و اگر به بالاترین و مهم تریت پست ها هم دست یابند باز هم تنها هدفشان ارضای شهوات است
و اما مشکل ما بلوچها این است برای اسلام هیچ خرجی نکرده ایم و یا بهتر در موضعی نبوده ایم
که توفیق خرج کردن جانی و مالی برای بدست آوردن و یا حفظ کردن نصیب ما بشود متاسفانه
طبع بشر از این سنخ است که هر نعمتی آسان بدستش بیاید کمتر قدر آن را می داند چه اسان
این نعمت اسلام به دست ما آمده است دعواهای تحجر و واپسی و این چسب های ناچسب به
اسلام مال سالها و قرنها پیش است اگر کمی نگاه حقیقت یاب باشد نور اسلام و قدرت اسلام دارد
شرق و غرب عالم را در می نوردد اما آثار شوم غرب مثل امور جنسی و فساد اخلاقی ،ازهم
پاشیدگی خانواده ها با تزریق وترویج ابتذال از ماهواره ها ،سرگردانی فکری ،هنوز در جامعه
وجود دارد عزیزان رسالت ما بعنوان مسلمان یک رسالت جهانی است ما برای همه انسانها باید
فکر کنیم نه غالب تهی باشیم نشخوار کننده گفته های دیگران
و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولیک هم المفلحون
اما خدمات بزرگ اسلام در این نیم قرن اخیر در بلوچستان
1 .رهایی از خرافه پرستی همه ما در هر کوی و برزن قبرستانی ،گزی ،کهوری ،کوهی را سراغ
داریم مردم جاهل و نادان برای دفع مضرتی و شفای دردی و یا کسب حاجتی چه نذرها و نذورات
که نمی کردند شکم شغالها و روباها و پرندگان از آنها سیر میشد زمان زیادی نگذشته هنوز بعضی اثار
وجود دارد
2 . برسر یک حرف بی ارزش و یا یک کالای بی مقدار خون چندین نفر را می ریختیم سراغ دارم
و خدا می داند برای پرتاب کفش به طرف یک نفر 10 انسان از جوان رعنا و تا زن و مرد
بیگناه کشته شده اند اماری بگیریم در همین درگیرهای عبث و بیهوده چندین هزار نفر کشته
شده اند حالا کمتر شده اند چه چیزی باعث تعدیل آنها شده است از همین صداها
و فریادهای اسلامی
3. چه افتخاری امروز اسلام دارد در قلب غرب فرهنگ صادرکننده است همین بلوچهای کم سواد
این افتخار را پیدا کرده اند ندای لا اله الا الله را به جهانیان بعنوان پیام آزادی بشر از هر قید
و بندی سر بدهند و حالا که غرب کم آورده است برچسب تروریسم و آدم کش می زند و طو طیهای انها
هم این اراجیف را تکرار می کنند سلاح غرب در جوامع اسلامی داشتن انسانهای طوطی صفت است
که تنها حرفها و اندیشه های انها را حفظ کنند و تکرار با ردای روشنفکری و از بالا نگاه کردن
در طول تاریخ در جوامع اسلامی رمز کاری انها همین بوده که صداهای بلند شده در کشورهای
اسلامی از زبان خودشان ولی محتوا و آموزه ها از ما
برخود لازم دانسته نکاتی در مورد نوشته ایشان بنویسم در نگاه ایشان افکار مهندسی شده و حرفها کلیشه ایی است حرف تازه می طلبد ولی مصادیق را بعلت محظورات بیان نمی کندآیا خود ایشان به این فکر نمی کند خودش دچار افکار قالب شده و طراحی دیگران باشد
در جامعه ما بعضی از موارد زیاد تکرار میشوند مثل دین ؛مذهب ،زندگی دینی ،و باورهای به آن حالا که
اینها زیاد تکرار میشوند حرفهای کلیشه ایی هستند آیا با این همه تکرار جامعه ما به معنای واقعی
کلمه دیندار شده است و یا نه باید سالها تلاش کنیم تا به جامعه مطلوب برسیم
در هر کاری بایدهدف خود را مشخص کنیم هدف ما از جامعه خود چیست به کدام استراتژی برسیم
منتهای الیه هدف ما رسیدن به کدام جامعه و آرمان است جامعه ما از مشکلات زیادی در رنج است
راه برون رفت از آنها را در کدام از آموزه ها می دانیم اسلامی ،غربی ،شرقی پس نباید ما در نوشتن
دچار نگرانی شویم بدون واهمه حرفهای خود را بزنیم بزار نقد بشویم ،حتی مشکلات تحمل کنیم ولی
پایش آنها یک جامعه اید ه آل برای آیندگان باشد
در جایی ایشان نوشته من ایستایی در عقیده را برای خود تجویز نکرده و طبع خود را با آن سازگار نمی دانم وقتی از عقیده سخن می گویم یعنی آنچه که به آن یقین داریم که هیچ دینی چه مسلمان و غیر آن پیروان مذب ذب را نمی پذیرد حالا امکان دارد فقه به تناسب زمان چیزی جدید به آن وارد شود اما عقیده نه، امروز مسلمان فردابودایی، پس فردا هندو البته شاید منظور ایشان از عقیده فرهنگ رفتاری انسانها باشد که به اشتباه عقیده بیان داشته است البته که در رفتارهای عمومی یکی بهتر عمل کند و یکی بدتر مثلا فرهنگ رانندگی ما ضعیف است یا احترام به قانون کم است کسانی دیگر باشند از ما بهتر است و ما اینگونه رفتارهای خوب را از دیگران اقتباس کنیم
در پایان عزیزان مومن نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شود وظیفه درس خوانده های بلوچ سنگین است
اسلام تنها و تنها و تنها راه نجات از مشکلات است
والله من وراء القصد و هو حسبنا و نعم الوکیل
در پناه حق منصور باشید
چهارشنبه هفدهم اسفند 1390
سخنی کوتاه با جناب آقای شهریاری
جبر طبیعی استان سیسنان و بلوچستان را نه از هم جدا می کند و نه این مردم جایی دیگر
برای زندگی دارند پس بر اساس اخلاق اسلامی و ملی چندین حقوق نسبت به هم دارند حق
مسلمانی ،حق خویشاوندی ،حق همسایه داری ،حق ایرانی برای پاسداشت این همه حقوق
وظیفه است نسبت به هم تمام حقوق انسانی را محترم بشماریم در این بین وظیفه اصلی بر
گروهای مرجع جامعه است تا در ایجاد رابطه حسنه بین اقشار متفاوت استان تلاش کنند
علما ،نمایندگان ،دانشگاهیان ،رسانه ها ،اربابان جرایدو همه نخبگان وظیفه دارند در
ایجاد رابطه حسنه تلاش کنند این وظیفه ملی و اسلامی انان است دراین مورد تلاش کنند
در این بین افرادی هستند نسبت به روی کرد خود و یا آنچه در مورد آنها وجود دارد
تجدید نظر کنند یکی از این افراد جناب آقای دکتر شهریاری نماینده مردم زاهدان است
گفته میشود ایشان در هشت سال از نمایندگی خود در هیچ جمعی بین مردم بلوچ حاضر
نمیشده و خود بیاید در جمعی مشکلات مردم را بشنود و در کاهش هیجانات قومی
و مذهبی تلاش نمی کند و یا خود در تحریک هیجانات عامل است و خود را نماینده بلوچ
نمی داند این باورها بین مردم شکل گرفته است
انتظار مردم از ایشان حفظ جایگاه نمایندگی برای همه مردم تلاش کردن برای حل مشکلات
ایجاد رابطه حسنه بین اقوام و مذاهب استان چذب اعتبارات ملی و توزیع
مناسب برای تمام استان در یک نگاه ایجاد همگرای استانی
ایشان در آغاز سومین دوره وکالت خود می تواند رفتارهمگرایانه و هم افزایی در ایجاد
وحدت بین مردم تلاش کند تا این ذهنیت از بین برود
دوشنبه پانزدهم اسفند 1390
یادآوری به خود
تغییر درزندگی بشر عامل پیشرفت و شکوفایی بوده و خواهد بود تغییردر زندگی به مانند
جریان آبیست که گندیدگیها و لجنها را می زداید سکون و بی تحرکی باتلاق زندگی است
جمعی و یا فردی انسان است اما در تغییر می طلبد هوش فردی و جمعی اجتماع بالا باشد
تا درک زمان و مکان را بداند تا در تغییر امکان گزینش های خوبی برای خود مهیا کند
در تغییر این هوشمندی باشد تا مشخصه های اصلی در هیاهوی آن از بین نرود در تبادلات و
مراودات فرهنگی هم این پایش صورت گیرد تا آنچه خوب است گرفته شود و انچه بد است
دوری شود همه آنچه که یک جامعه دارد نه مطلق خوبند و نه مطلق بدند
باید در یک پروسه زمانی و مکانی این پالایشها صورت گیرد خوبها از بدها الک شود
و جدا گردند
مصداقی بیان کنم عصبیت های قومی تا یک اتفاقی می افتد مردم ما تلاش می کنند
در اسرع وقت خودشان مقابل مثل کنند هنوزفرهنگ مراجعه به قانون در ما
عام نشده اگر مراجعه شود اول تلاش بر این است خود شان کاری بکنند و بعد
به قانون مراجعه کنند
شاید گفته شود زمان و اطاله دادرسیها در دادگاها آنقدر زیاد است که افراد از
مراجعه کردن خسته میشوند البته این هست اما دلیل اصلی آن همان تعصب
قبیله ایی است که افراد سعی می کنند خودشان برتری به حق و یا ناحق خود
را اثبات کنند و این کار را یک تفوق می دانند
ایجاد طبقات قومی در جامعه ما و تعصب شدید بر آن غلام، خان، بلوچ ،درزاده ،
رئیس ،در سرحد رودی و....تا این طبقات به نقد کشیده شوند دوستان کامنت می گذارند
شما حاضرید دخترتان را به غلامی بدهید بحث در ازدواج و وصلت کردن نیست بحث
سر احترام انسانی است که ما انسانها وظیفه داریم بر خودمان بگذاریم و بحث آن
در شرع اسلام از انسان و جایگاه آن است با توجه به تعریفی که اسلام از برده و انسان
ازاد دارد آیا این تعریف با آنچه در بلوچستان در باب غلام و نوکر است سنخیت
و همخوانی دارد
بلا تکلیفی طولانی مدت در اختلافات خانوادگی به بهانه اینکه در طایفه ما طلاق
بد است گرچه طلاق یک حلال تلخ است اما در شرع اسلام معلق کردن زن
جایز نیست باید حق و حقوق زن رعایت شود اگر امکان زندگی نیست هر کدام
برای خود بتوانند زندگی جدیدی دست و پا کنند اما در جامعه ما بخاطرهمان
تعصبات قومی و قبیله ایی همان زندگی سخت را کجدارو مریض ادامه می دهند
فقط بخاطر ترس از حرف افراد
دین داری ناقص ما بعضی وقتها تعصبات جاهلانه ما رنگ مذهب و دین به
خود گرفته اند در همه امور دین خود را صاحب نظر دانستن بدون اینکه
طرف چند کتاب حوزویی خوانده باشد و یا به متخصصی مراجعه کند
در هر موردی مثل توپ و تانک فتوا پرتاب می کند سپاس خداوند جامعه ما به
طرف دین داری حرکت می کند خوب است دین داری ما همراه دانا محوری در
دین باشد از تعصب و خشک بودن مبرا باشد سرلوحه کار اسان گیری در دین
باشد
سه شنبه یازدهم بهمن 1390
رابطه بلوچ با مرکز
بسم الله الرحمن الرحیم
تحولات اجتماعی استان در این سی سال با شدت زیادی اتقاق افتاد
تغییرات اساسی در آموزش و پرورش ،در نحوه چرخه اقتصادی
،علاقه بخشی زیادی از توده مردم به ورود در دنیای سیاست
؛در هنر ؛در نگاه مردم به دین ؛...
در این بین تغییرات اقتصادی چون مولفه اصلی آن پول می باشد
و کسانی که به این بخش ورود پیدا کرده اند کسانی بوده اند از
تمکن مالی برخوردار بوده اند توانسته اند با فعالین بخش اقتصادی داخل
مملکت به خوبی رابطه ایجاد کنند در این رایطه چون سود دو طرف
در میان بوده مراوده سود در سود بوده بخوبی این رابطه ایجاد شده
و کمتر از تضاد منافع اقتصادی مردم مرکز کشور با مردم استان
شنیده میشود اگر باشد موارد انگشتشمار و معمولا هم مردم بلوچ صداقت
و امانتداری خود را در این بخش نشان داده اند با ایجاد فرصت مناسب
برای این مردم این موضوع را به ضرص قاطع نشان داده اند که شریکان
خوبی در چرخه اقتصادی هستند
در هنر با توجه به اصالت تولیدات این بخش و ریشه در گذشته دور مردم
و جذابیت خاص انها توانسته اند بدون توجه خاص جایگاه خود را در کشور
پیدا کند امروز متخصصین این بخش نمی توانند هنر مردم بلوچ را ندیده و یا
از کنار آن بی تفاوت رد شوند (البته موازین شرعی بخش موسیقی آن به
متخصصین حوزوی ارجاع میشود) در این جا بحث ایجاد رابطه بخشهای
مختلف با مرکز کشور می باشد
اما با گذشت این همه سال یک رابطه ضابطه مند در حوزه سیاست بین نخبگان
بلوچ با مرکز کشور ایجاد نشده است روابط فردی و و محدود خارج از این مبحث
است
در این حوزه دلایل زیادی می تواند قابل طرح باشد اول نبود1 . احزاب فراگیر ملی
که با ارائه برنامه و اهداف خود نسبت به جذب افراد در این حوزه اقدام کنند
2 . به نظر می رسد هنوز بخشهای اصلی نظام نتوانسته اند از گروهای مرجع در
بین مردم بلوچ از روحانیون ،تحصیلکردگان دانشگاهی ,ریش سفیدان را یکی
و یا تلفیقی از آنها را انتخاب کرده و مسائل مردم بلوچ در یک بستر هم اندیشگرایانه
حل و فصل شود حس عدم اعتماد متقابل ایجاد شده است
البته ظعف عملکردی نمایندگان استان که می توانستند ترمیم دهنده این رابطه شوند
مزید بر علت شده است
در این بین عدم حضور موثر در ادارت مرکز استان و به طبع آن نبود کارمندانی ساده
در ادارات مرکز کشور باعث شده مشکلات استان حل و فصل نشود شاید در نگاه اول
گفته شود مشکلات به این سادگی قابل حل نیست نه بزرگترین اسلحه بشر گفتگو
است قول بلیغ و متقن و درک متقابل اگر ایجاد شود دیوار بی اعتمادی می شکند
در هیچ زمانی نباید فکر شود همه درها بسته است همیشه روزنه ایی برای امید
وجود دارد
3 . البته بعضی از رفتارهای کویری ما هم مزیدبر علت است بر حسب فرهنگ رفتاری
ما زود دوست و زود دشمن می شویم با حرفی کوچک شاد و با حرفی کوچکتر ناراحت
به مانند کویر زود گرم و زود سرد میشود اگر برای کاری پیش کسی رفتیم انجام نشد
در دلمان ناراحت میشویم در کل زور رنجی خود را باید چاره ایی اندیشید چون صبر
و نماز توصیه دین است
بلوچ دوست دارد بالغ و موثر و بر زاویه رحمانی دین بر او اندیشه شود و نظام
مقبولیت و مشارکت می طلبد که مردم در این راه کوتاهی نکرده اند
ایران با همه مردمانش دوست داشتنی است
شنبه یکم بهمن 1390
حضور اهل سنت و بلوچ در انتخابات در چه راستایی قابل تبیین است
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به اینکه در کشور انتخابات زیادی برگذار میشده و در تمامی انها
مردم بلوچ مشارکت چشمگیر و حتی در مواقعی از میانگین کشوری حضور
بیشتری داشته اند این حضورها در انتخابات مختلف را چگونه تحلیل نمود
مردم با حضور خود چه چیزی را بیان می کنند
در این مورد نظرات مختلفی طرح میشود عده ایی این حضور را ناشی از
احساسات قومی و مذهبی تلقی می کنند که مردم بلوچ بر اساس تعصبات
عقیدتی و قومی پای صندوقهای رای حاضر میشوند و چیزی جزء بروز
و ظهور احساسات در آن نیست و عقلانیت مدنی برای آن قائل نیستند
آما آنچه مردم نشان داده اند چیزی غیر از آن بوده است شاید انتخاباتی
به مانند مجلس می تواند محلی برای بروز اینگونه از احساسات ایجاد
کند اما مردم بلوچ با تمام انتظاراتی که داشته اند و محقق نشده اند در این
گونه از انتخابات هم مدنیت سیاسی خود را بیشتر از حد انتظار نشان داده ا
ند شاهد بر این ادعا انتخاب نماینده مجلس از مذهب تشیع در ایرانشهر که
اکثریت آن از مذهب تسنن است و یا کسب آرای زیاد توسط کاندیداهای شیعه
مذهب در ایرانشهر که بخش بزرگی از ان ارا ی اهل سنت بوده است
به مجلس راه یافتن از دوستان سیستانی شیعه مذهب در زاهدان زمانی که
این شهر تنها یک نماینده داشت
و یا حضور و رای آوردن افراد با گرایش مختلف در اءتلافهای مختلف در
انتخابات شوراها و مجلس در همین راستا قابل تبیین است
مهمتر از آن در انتخابات های مختلف ریاست جمهوری کاندیدای آن
سنی مذهب و یا بلوچ نبوده اند که در این انتخابات هم میانگین حضور
مردم اگر از حضور کشوری بیشتر نبوده کمتر هم نبوده است
پس حضور مردم یک حضور هوشمندانه و نگاه ملی و نگاه مرکز گرایانه
بوده و این برای سن جوان سیاسی مردم نشان از حس وطن دوستی و علاقه
ملی انها می باشد که باید برای حفظ آن و نگهداشت این علاقه سرمایه گذاری
باید کرد
پنجشنبه بیست و نهم دی 1390
چرا یک منفعت تبدیل به مضرت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا جای تعمق زیاد ندارد بخاطر یک قلم کالا این همه انسان کشته شوند چرا کس و یا کسانی
به فکر ساماندهی داد و ستد سوخت بین مرزهای سه کشور ایران ،پاکستان و افغانستان نیست
چرا و به کدام دلیل منطقی این همه انسان با ترس و اضطراب از حاملین سوخت تا نیروهای
حفاظتی و امنیتی همیشه در تعقیب و گریز هم بسر ببرند چقدر نیروی انسانی و مادی در این
راه تلف میشود ایا یک بررسی انجام گرفته که این همه انسان کشته میشود ارزش این چند ده
و یا چند میلیون گازوئیل چقدر است مضاعف بر دو طرف چقدر راههای استان بخاطر ترددهای
شبانه و بی احتیاطی های رانندگان حامل سوخت ناامن و انسانهای زیادی متحمل خسارت جانی
و مالی شده اند
اقتصاد و در بعد کوچک آن تجارت تابعی از تقاضا می باشد انسان به تناسب نیازش به دنبال
تامین نیازش تلاش می کند همه می دانیم سوخت نیاز مردم آن طرف مرزها است و تامین معاش
برای مردم اینور حال چرا ما از راه منطقی و قانونی به دنبال کسب منفعت برای مردم خود نباشیم
چرا یک قانون خاص از مراجع قانونی ذیصلاح تصویب نمی شود تا این همه آنسان از این
نگرانی و از این همه خسارت جانی و مالی جلو گیری شود
این چند سطرقادربه بیان واقعیت هاو مشکلات و تلخیهای وارده بر مردم نیست اما یادآوری
است جهت فکری اساسی بر حل این معظل
سه شنبه بیستم دی 1390
هر کاندیدا یعنی یک برنامه چهار ساله آیا اینگونه است
بسم الله الرحمن الرحیم
باز یک انتخابات دیگر در پیش رو است ضمن احترام به همه ثبت نام شدگان
اما نکاتی برای کاندیداهای استان و مخصوصا برای کاندیداهای بلوچ یاد آور
میشوم و تقاضا دارم همه دوستان ارجمند در این گفتار مشارکت نمایند
چرا ثبت نام کرده اید برای کسب شهرت برای ورود به محافل رجال سیاسی
برای فخر فروشی ؛کسب احترام مردم برای حب و بغض شخصی و یا گروهی
زر اندوزی برای اهداف فامیلی ،و یا بقول عام سری در سرها در آوردن
چه برنامه ایی دارید باید فکر کرده باشید آیا هم اکنون حداقل به اندازه فقط همان
چهار سالتان برنامه ایی با گروه مشاوران فکری یتان مصوب کرده اید و آن برنامه
را مطابق با اهداف کلی مملکت و نیازهای استان و تک تک گروهای فکری و
دستگاهای اجرایی استان در آن برنامه برای هر کدام وظایفی تعیین کرده اید تا
مشکلات خدماتی و زیر ساختی منطقه را با زمان بندی و با به نتیجه رسیدن مطلوب
پیگیری نمایید
حتما هر کدام از شما عزیزان برای خودتان در جهت تحول اداری مفید
و کارآمد و جوابگو و مشارکت جو که اماده پذیرش همه افراد دلسوز
برای کار وحفظ بیت المال دغدغه دارند چه در سطح شهرستانی و
استانی و ملی برنامه ای تنظیمی دارید و با روش و متدی که برای آن
ترسیم کرده اید به اهداف آن برسید
برای وظایف مترتب بر فصل ششم قانون اساسی که ناظر بر تمام وظایف
راهبردی و تقنینی و استراتژیکی کل کشوراست برنامه تدوین کرده اید و در
راستای اهداف کلان ملی و اهداف خرد منطقه ایی در جهت اعتلای مملکت و
استان با خود به همراه دارید شما تک تک کاندیداها با ثبت نام خود یعنی می گویید
هر کدامتان یک بسته بزرگ و هدفمند از برنامه ها و اهدافی را در صندوقجه
علمیتان دارید که در صورت انتخاب شدن فید بک آن به جامعه کالاهایی پر
ارزشی به مانند قانون مداری ،سلامت اداری ؛ امنیت اجتماعی، عدالت عمومی خواهد
بود یعنی برنامه کاربردی و مورد لزوم برای مملکت دارید که درصورت
تصویب کارساز و کارگشا خواهند بود
همانگونه همه استحضار دارید بخش بزرگی از مشکلات مردم مشکلات
معیشتی و نبود بعضا امکانات اولیه خدماتی در روستاها و نقاط دور متاسفانه
پیگیری این امور کوچک اداری که وظیفه ذاتی دوایر دولتی است تبدیل به
وظیفه ذاتی نمایندگان شده و همچنین تعداد زیادی از نمایندگان چون این کارها
اثرات ملموس و دست به نقدی بین عوام مردم دارد تا برقی به روستایی برسد
یا آبی و دکل مخابراتی نماینده گوشی تکان میدهد و سری می زند من این
امکانات را آوردم و این نقل مجالس پیرمردان و کم سوادان میشود فلانی
گوهرت وکیله پما آپ و برگ یارته اینها هم شده دلخوشی نماینده ما و غافل
کننده از وظایف نمایندگی خود
اگر احتمالا اینگونه نیست در این مدت برای این موارد و موارد مهم دیگر
به فکر تدوین برنامه ای جامع و کامل باشید و از صاحبان فکر که همه مردم
روشنفکران خاموشند بهره ببرید
اما انچه ازاکثر انتخاب شدگان گذشته به یاد داریم چیزی جزء اتلاف وقت و گذراندن
دوران وکالت با روزمرگی و یا با درخواستهای شخصی که حتی همان درخواستهای
شخصی هم با عدم پاسخ از طرف متولیان اجرایی روبرو میشده سپری میشود
اکثر انتخابها تبدیل به میدانی برای غلبه کردن احساسات فامیلی ،قومی و مذهبی تبدیل
شده است هنوز ما به این باور نرسیده ایم و یا کمتر فکر می کنیم که چه کسی و چه توانی
را برای کجا و چه موقعیتی انتخاب می کنیم به این معنا مابرای رقابت با قهرمان دو میدانی
جهان یک آدم معلول را بفرستیم اگر این بنده خدا دردلش هزار آرزو باشد اما توان پیروز
شدن با آن قهرمان را ندارد
البته بحث بر سر افرادی است که وارد این حوزه میشوند شاید بگویید همه ما امکان
انتخابهای خوب و یا گزینه خوب نداشتیم ولی من می گویم همان روزی که هر آقایی
شناسنامه قرمز رنگ خود را با یک پوشش اتو کشیده و ظاهری آراسته در جیب
می گذارد و به دفاتر فرمانداریها وارد میشود و خیلی ها ته دلشان این است که حالا
ما ثبت نامی بکنیم ببینیم چه میشود اما به این فکر نمی کند آمد قضییه سلطان و شبان
پیش آمد و این ردای وکالت که معمولا در استان ما انتخابات بر اساس امواج احساسات
سونامی مانند است بر تن من بی برنامه و منی که هیچ برنامه ای ندارم پوشانده نشود
و این مرغ همایونی بر فرغ سر من بالهایش را پهن نکند در این اندیشه باشد که من برای
جایی بزرگ اقدام کرده ام نگاه من برنامه های من قدرت پیگیری من تحمل من ظرفیت
فکری و قدرت چانه زنی و... من به همان اندازه بالا باشد نه مثل آدم که شنا بلد نیست
فقط از روی هوی و هوس دل به دریا بزند و سرنوشت خود را به موجهای دریا بسپارد
وقتی هنوز نمایندگان ما در این فکر هستند و یا تمام همشان در این است یک سال و یا دو
سال فرماندار فلانی شود و یا نشد بخشدار فلان آقا شود و اگر نشد فلان اداره کوچک
فلان و یا بهمان و همین درخواستهای کوچک هم به در بسته می خورد و در همان اوان
کار خسته و مانده از کار افتاده خود را احساس می کند وقتی درخواست تحول اداری
یک نماینده از یک بخش شروع میشود و خیلی هنر کند به شهرستان این نماینده وکالت
خود را به چوب حراج گذاشته آنوقت کجا آن نماینده از تحولات اداری استان و کشور
نظر خواسته میشود
شاید بعضی بگویند نماینده همه کاره نیست بله هرکدام از قوا وظایف خودرا دارند
اگر کاندیداها فقط به اصل هشتاد و چهارم قانون اساسی عنایت نمایند این اصل
می گوید هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق
دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر
کند در پایان شما تمام کاندیداهای محترم در این مدت
به فکر برنامه های کاربردی و راهبردی باشید و هر
کدامتان پیروز شد برنامه های خود را به فرد برنده
دهد تا او پیگر شود اگر هدف خدمت به مردم باشد و
رفع و مرتفع کردن مشکلات فرقی ندارد چه کسی انجام
دهد امیدواریم افراد خداترس و خدا محور به مجلس راه یابند
سه شنبه ششم دی 1390
برای حفظ فرهنگ اقوام ایرانی چه باید کرد
بسم الله الرحمن الرحیم
فرهنگ که مجموعه ایی از روشهای فیزیکی و اخلاقی، اعتقادی در تمام نوع بشر
از بدو آفرینش و تا پایان کار انسان اطلاق میشود و هر گروهی از انسانها به تناسب
زندگی اقلیمی و یا اعتقادی خود دارای تشابهات و اشتراکاتی هستند که به آنها یک
گروه قومی و یا اعتقادی گفته میشوند و با همان اشتراکات خود از سایرین قابل
تشخیص هستند يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر وانثي وجعلناكم شعوبا
وقبايل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقاكم ان الله عليم خبير
خداوند تبارک و تعالی انسانها را در اقوام و گروههای مختلفی که نشانه و مشخصه
هر قوم در قالب اداب و رسوم متفاوت تجلی پیدا میکند فرهنگ آن را تشکیل میدهد
قرار داده است
که این فرهنگ در نوع لباس و زبان و عادات اجتماعی از نوع خوراک تا اسکان
و چگونگی ازدواج و شادی کردن و ابراز غم کردن بروز و ظهور پیدا می کند
فرهنگ بشر در طول تاریخ براساس مراودات مختلف و مخصوصا با ایجاد راههای
زمینی ؛دریایی متبادل میشده و در این تبادل امکان مبادله بخشی از یک
فرهنگ قومی به فرهنگ دیگری ایجاد میشده و حتی امکان الینه کردن تمام یک
فرهنگ به فرهنگ دیگری وجود دارد در جنگها و اشغال کشورها و در مراودات
تجاری این رفت و آمد مولفه های فرهنگی در جریان بوده
اما با توجه به کندی این حرکت امکان این که یک فرهنگ ضعیفتر در مدت زمان
کوتاهی از بین برود وجود نداشت
اما امروزه قضیه بسیار متفاوت است در هر ثانیه ما زیر امواج هزاران اطلاعات
مختلف از طریق ماهواره و اینترنت و دیگر رسانه های دیداری و نوشتاری
هستیم که ارائه کننده هر نوع بسته فرهنگی هستند در این دنیای پر سرعت باتغییرات
فرهنگی چه باید کرد سوالاتی از این قبیل قابل طرح است
فرهنگ مردم هر کشور مجموعه ایی از خرده فرهنگها و زبانهایی که در محدوده ء
جغرافیایی آن کشور زندگی می کنند است که بر مسئولین آن کشور است که نسبت به
حفظ و نگهداشت آنها همت گمارد اگر تا قبل از همه گیر شدن این همه ماهواره عده ایی
تلاش می کردند تا فقط یک فرهنگ را در صدا وسیما ترویج کنند اما دیگر تنها این
امواج صدا سیمای مملکت نیست در داخل خانه ها رسوخ می کند هزاران شبکه های
مختلف با هزاران اهداف سیاسی ؛فرهنگی ؛دینی ؛و غیردینی ؛...وبا انواع سلایق حال
آیا همان سیاست تک یاختگی می تواند جاذب همه سلایق در صدا سیما باشد ایا این صدا
و سیما می تواند در رقابت با شبکه های دنیا مخاطب خود را از دست ندهد
ایا بهتر نیست صدا و سیما حوزه کاری خود را به اندازه فرهنگ و مذاهب ایرانی گسترش
دهد و یا در شبکه های استانی محملی فراهم گردد تا زمینه بروز و ظهور جدی همه سلایق
فراهم شود و از این روزمرگی و پخشهای تکراری و دست چندم محصولات داخلی و خارجی
بیرون بیایند شما فقط با نگاه عمیق به همین شبکه استانی هامون ببنید در ارائه برنامه های
پربار چقدر ناتوانند برنامه های تکراری ؛مجریان تکراری که حتی زحمت مطالعه به خود
نمی دهند تا در ارائه مطالب با توانمندی و اطلاعات علمی به اندوخته های بینندگان بیفزایند
با این وصف مجموعه فرهنگهای قومی کشور از زبان انها تا نحوه پوشش و رفتارها و
سنتهای کهن و باستانی انها در تهدید چند جانبه قرار دارند از یک سو خود متولیان فرهنگی
در تمام دستگاهها اهتمامی در جهت تقویت بنیانهای فرهنگی قومی و مذهبی نمی کنند و در
این موضوع عمدآو یا سهوا اهمال کاری میکنند و ناخوداگاه و یا خود اگاه در جهت همان
نظمی که جامعه جهانی بدنبال آن می گردد که همه مردم دنیا مثل انها بیندیشند و بخورند
و بپوشند و ببینند حرکت می کنیم
و از آن سو با این همه وسایل ارتباط جمعی غالب و همه گیر تمام مجموعه فرهنگی ایران
در تهدید بسر می برد در این تهدید تمام بنیانهای فرهنگ دینی و اجتماعی در معرض خطر
هستند وروند این تغییرات با توجه به گستردگی روابط های مختلف و این رسانه های همه گیر
در زمانهای کوتاهی اتفاق می افتد
اما در گذشته این تغییرات با کندی بیشتری به جلو می رفت به همین لباس کت و شلوار نگاه کنیم
از اواخر دوره قاجاریه وارد گردید و در زمان پهلویها با قانون من درآوردی و زور چندین سال
طول کشید تا عمومیت پیدا کرد تا جایی که بسیاری از مردم لباس اصلی خود را نمی دانند چه
شکل و شمایلی داراست شاید بعضی این سوال را کنند حالا چه فرقی می کند ما چه بپوشیم و چه
بیندیشیم مدرن زندگی کنیم اما چرا ما این سوال را از خود نمی پرسیم چرا همان غرب و هر کسی
می خواهد دیگر ملل و یا اقوام و گروها فرهنگ ظاهری انها را بپذیرند اما حاضر نیستند کشفیات
علمی خود را به کشورهای هدف مورد نظر صادر نمی کنند چرا باید دستاورد علمی در اختیار
خودشان باشد همین فناوری انرژی اتمی را نگاه کنیم به چند کشور مسلمان اجازه می دهند در
این دانش ورود پیدا کنند
ورود دانش های فنی و مهندسی را به سختی و یا پس از خارج شدن از حیص انتفاع به دیگر
کشورها صادر می کنند ولی علوم انسانی که تربیت کننده فکر و رفتار دینی و اجتماعی مردم
است حتی با کمک و تلاش زیاد می خواهند این علوم در دانشگاههای کشورهای اسلامی تدریس
و بین مردم اشاعه شود
خلاصه کلام
1 .فرهنگ غالب کشورهای مسلمان مورد تهدید فرهنگ جهانی است و خرده فرهنگها
در تهدید چند جانبه قرار دارند هم داخلی و هم خارجی
منتظر نظرات ارجمند شما هستم
پنجشنبه یکم دی 1390
قضاوت ما بر چه مبنایی است
بسم الله الرحمن الرحیم
از ناهنجاریای پنهان جامعه ما نگاه سفید و سیاه به موضوعات و افراد و گروها و اقوام
و مذاهب جای نگاه واقعگارانه و حقیقی را تنگ کرده دیدن نیمه خالی لیوان در فرهنگ
عمومی ما بیشتر از نیمه پر آن است
این موضوع را مصداقی پیگری کنم بهتر و بیشتر نیاز به تعمق پیدا می کند ما معمولا
عادت کرده ایم که برای کار بد و غیر انسانی یک فرد و یا یک چند نفر تمام آن گروه
و یا قوم و آن مذهب را به دادگاه خود ساختگی کشانده و محکوم می کنیم
متاسفانه این اخلاق ناپسند تعمیم بدیهای فردی به کل جامعه آن فرد به مانند این است
که پسری خطا می کند پدرش را مجازات کنند البته در جوامعه قبیله گرا و تشکیل شده
بر مبنای عصبیت قومی این رواج عام دارد
اما بحث ما بر جوامع رشد یافته رونده رو به جلو می باشد
بارها در محیطهای کاریمان در اجتماع می شنویم , می بینیم, می گوییم بلوچا بدند
زابلیها بدند فارسها فلانند یعنی ما بر اساس آنچه که در برخورد با یک فرد و یا چند
فرد از یک گروه قومی و مذهبی قضاوت کلی بر اساس آنچه که در ذهن ما حک شده
انجام میدهیم حال همه را بر یک چوب راندن خارج از اصول اخلاقی است
متاسفانه با توجه به این اخلاق متاسفانه در جهان بر همین اساس بر ما قضاوت می کنند
اگر در جهان یک نفر خرابکار پیدا شد و چند انسان بی گناه را کشت آنوقت می بینیم
سیل تهاجمات رسانه های عمومی را بر مسلمانان همه را تروریست ؛خشونت پرور
و خشونت زا قلمداد می کنند حال انکه اگر یک دیوانه ایی پیدا شود با اسلحه گرم در
مدرسه ایی در امریکا روی کودکان بیگناه باران تیر بباراند و چند نفر را بکشد آیا
اعلام می کنند مثلا یک مسیحی کاتولیک و یا یک یهودی این کار را کرد ولی اگر
خدای نکرده همین کار را یک مسلمان انجام دهد همان آنی اعلام می کنند مسلمانان
این کار را کردند ولی برای آن شخص اعلام میشود مثلا اقای جک و آقای برون
اینجا متهم فرد است ولی در گروه مسلمانان جمع ,جمعی که هیچ خبری از آن واقعه
ندارد هدف چیست بد نام کردن
این بدیهای فرد را اپیدمی جمع کردن باعث ایجاد کدورت اجتماعی و تنش عمومی
میشود ولی کمتر به این می پردازیم که خوبیهای فردی را به اجتماع آن تعمیم بدهیم
خود را در قالبهای تخیلی قرار می دهیم تندرو کندرو افراطی بنیاد گرا و هزاران
عنوان تقسیم می کنیم البته کسی منکر گروه متفاوت و فکر متفاوت نیست حرف بر
این است که ما توان و تحمل همه با هم بودن با هر فکر و اعتقادی را بهتر و بیشتر
تمرین و یاد بگیریم
با نظرات خودتان ارائه طریق نمایید
شنبه بیست و ششم آذر 1390
بزرگی خداوند از یادمان نرود
بسم الله الرحمن الرحیم
نوع بشر از بدو افرینش بر اساس فطرت توحیدی خود نیاز به یک معبود قابل ستایش و تکریم
را در وجود خود احساس میکند و این احساس فطری در هیچ برهه ایی از تارخ عمر انسان به
مانند نیازهای زیستی آن نمی تواند بدون جواب بمانداما در طول زندگی با فراموشی از چرایی بوجود امدن خود در این دنیا دچار فراموشی مقطعی گردیده و این فراموشی او را به تکریم انواع خدایگان دست ساز و موهومی کشانده حال با عناوین متفاوت از بت ،آتش ،ماه،ستاره، تا قدرت ،ثروت ؛غرور ،و هر آنچه که او را از اصل خود که همان بندگی خداوند بلند مرتبه است دور سازد
در این زندگی دبستانی دنیا همه انسانیت به غیر از انبیاء در کودکستان بندگی هستیم در این کودکستان دعواهایمان ،قهرهایمان ،خواسته هایمان ؛شادیهیمان ؛دشمنیهایمان در مقابل بزرگی خداوند چقدر و چقدر کودکانه است
در این کودکستان بچه ها را می بینیم به خاطر یک شکلات با چه بغضی به سر و کول خود می پرند
بخاطر یک عروسک که دست دیگری است با چه سوزی گریه می کنند بخاطر مدادشان به زد و خورد
می پردازند کم کم بزرگ میشویم به ظاهر دعواها یمان رنگ بزرگتری به خود می گیرد به خاطر زمینی ؛پولی ؛ ماشینی ؛معامعله ایی,پستی ؛مقامی همدیگر را پاره می کنیم می دریم از ریختن آبروی خود هیچ ابایی نداریم با هر نوع حیله و کلک می خواهیم همدیگر را دور بزنیم با خود رقیب می شویم ,دشمن می شویم از بین رفتن خود را آرزو می کنیم اما کمی فقط کمی صبر کنیم به همان دعواهای کودکستانی خود نظاره کنیم به کارهایمان خنده مان می گیرد که به چه چیزهایی خوش بودیم و به چه چیزهای غصه می خوردیم آیا یک انسان بزرگ حاضر می شود بخاطر یک توپ پلاستیکی با یکی دعوا کند تنقلات این دنیا به همین منوال است هر چه که بزرگتر میشویم آنچه که قبلا خوردیم حالمان بد میشود یک جنین در شکم مادر خون می خورد به دنیا می اید شیر می خورد بزرگتر میشود انواع تنقلات جور واجور آیا انسان بزرگی می تواند خون شیر و انواع مختلف خوردنیهای بچه گانه را بخورد
اما در دلهایمان بزرگی این دنیا لانه کرده به مانند همان کودکان جنگها و شادیهایمان ما را خوشحال
و غصه دار می کند ولی به یقیین بدانیم تمام دنیا و هر آنچه در آن است کودکستانی بیش نیست اگر
به نگاه خدایی به آن بنگریم فقط گذرگاهی است تا با درستی و آنچه فرموده خداوند است عمل کنیم
باید دنیا را به کوچکی ببینیم بندگی خداوند و تعظیم و کرنش او را وظیفه و مقصد خود
اگر دنیا و وجود ما برای لحظاتی خالی از گناه ؛جنگ ؛غرور؛کینه،حسد؛توهم ،....چقدر زیبا بود
اگر و فقط اگر حب و بغض مان برای رضایت خداوند بود دنیا چقدر زیبا می بود اگر دردمان
اعتلای وحدانیت الله (ج) در دنیا بود هر کداممان نایب پیامبران می شدیم
خدایا ما را از کودکیهایمان برهان و بزرگی و عظمت خودت در دلهایمان بیفکن و بزرگ بودن خود
را در کوچک دیدن و کوچک کردن خود در عظمت و کبریایی تو جستجو کنیم
یکشنبه سیزدهم آذر 1390
نظر شما در مورد مصلحت چیست
بسم الله الرحمن الرحیم
مصلحت ،مصلحت اندیشی ،به مصلحت نیست ،از این باب سخنان در زندگی اجتماعی ما زیاد است
خیلی وقتها ما با پاک کردن صورت مسئله با مصلحت اندیشی در حقیقت آن موضوع را تبدیل به
آتش زیر خاکستر نموده ایم با اندک نسیمی خاکستر از جا بلند وآتش افروخته میشود
ما با بسیاری از ناهنجاریهای خانوادگی تا اجتماعی بخاطر مصلحت مبارزه نمی کنیم پدر مادر در
بسیاری از مواقع فرزندانشان عمل خلافی انجام می دهند اگر خودشان توان مقابله ندارند بخاطر
همان مصلحت که آبروی ما میرود نه از کسی کمک می گیرند و نه تحویل قانون می دهند
اعمالی به مانند دزدی و منافی عفت و رشوه خواری و هر بزه دیگر چقدر خانواده به قانون
و یا هر مرجع دیگر مراجعه کرده تا جلوی این کار فرزندان ما را بگیرد اگر دلشان بخواهد
فقط بعلت همان مصلحت اندیشی زبان در کام می کشند تا سقوط فرزند و عزیز خود را نظاره
کنند ما این اخلاق را با خود تمام امور آورده ایم حتی در سطح کلان اجتماعی و سیاسی
متاسفانه بعنوان یک فرهنگ جا باز کرده است
در صورتیکه اسلام در هیچ موردی برای جلوگیری از جرم جای برای مصلحت نگذاشته
است اما ما بعلت همین مصلحت بسیاری از مواقع از اجرای احکام اسلامی طفره می رویم
چقدر بی نماز متنبه شده اند چقدر روزه خوار مجازات شده اند و قیس علی الهذا
چقدر بعلت همین مصلحت از اجرای قانون سر باز زده ایم قانون را و اسلام را فدای مصلحت
افراد و گروها کرده ایم
مصلحت خاموش کننده چراغ احکام اسلامی و قانونی است
شما چه فکر می کنید
با نظرات خود من را راهنمایی نمایید
پنجشنبه دوازدهم آبان 1390
ناهنجاریهای نیمه پنهان جامعه
بسم الله الرحمن الرحیم
در جامعه ما ناهنجاریهای اشکار به مانند دزدی راهزنی ،قتل ،اعمال منافی عفت و از ایندست از مشکلات اخلاقی بیشتر مد نظر اجتماع هستند و تبری جستن از انها و مخالفت با انجام دادن انها در خانواده ها و جامعه بشدت وجود دارد و فرد مرتکب به این اعمال موردمذمت همه قرار می گیرد و نگاه احترام آمیز اجتماع از او سلب میشوداما مشکلات اخلاقی وجود دارد که ضرر و زیان انها در کوتاه مدت و بلند مدت کمتر از مشکلات پیش گفته نیست و در بسیاری مواقع فرد و یا افراد مرتکب به آن مورد نکوهش قرار نمی گیرند بلکه به انحایی مورد تکریم و تمجید هستند مشکلات اخلاقی و اجتماعی از این دست در هیاهوی زندگی دیده نمیشوندیا اینکه جامعه بر خلاف میل باطنی خود با انها کنار امده اعمال غیر موجهی به مانند ریا کاری،تملق ،دفاع ناحق ،اهمال کاری در وظایف اداری،حیف و میل بیت المال ،حرافی ،دفاع و تضاد جاهلانه ،نبود نگاه ملی بعضی از کارگزاران ،عدم بهره مندی مفید از منابع انسانی از این موارد بسیاری را می توان عرضه داشت و هر کدام نیاز به پژوهشهای خاص میدانی دارد تا در ایجاد و رشد انها و عوامل موثر در آن به کنکاش و تحقیق پرداخته شود در این بین بطور مختصر به یکی از این موارد پرداخته میشود یکی از ناهنجاریهای اجتماعی جامعه و تبدیل آن به اخلاق همه گیر دفاع جاهلانه و ایجادحق غیر واقعی است
به این معنا در خانواده اگر اتفافی بیفتد بسیاری موارد یا برای رفع اختلاف و یا بر اساس اینکه چه کسی با ما رابطه بهتری دارد قضاوت می کنیم و حق را بر اساس امیال خود تعبیرمی کنیم و همیشه هم طوری قضاوت می کنیم که حق با ماست و هیچ وقت قصوری نمی تواند متوجه ما و عملکرد ما باشد این روش تربیت چنانکه ما بزرگ میشویم با ما رشد می کند و همیشه این حق و حقیقت گرایی با ما و آن گروه و قوم و ایده ای که متعلق هستیم تعلق دارد و دیگران
در دایره حق گرایی ما قرار نمی گیرند
برای روشنی مطلب مثالی بزنم در جوامع سنتی بشدت قبیله گرا اتفاق می افتد شخصی به ناحق حقی از کسی تضییع کرده است و یا بدتر حتی کسی را کشته است اما قبیله قاتل با تمام قدرت از قاتل پشتیبانی می کنند بدون در نظر گرفتن حق مقتول و حتی پا را فرارتر گذاشته و این دفاع را حق مشروع قاتل می دانند و اگر کسی به آن قائل نباشد برچسب ترسو و بی شهامت و شجاعت هم نصیب او میشود
این احساس حق به جانبی جامعه ما باعث میشود که همه با نگاه ظن و فکر ظن ببینند و بیندیشند و بسته به شرایط اجتماعی گروهها و افراد هر کسی با علمدار کردن پرچمهایی با عناوین قوم مذهب و هر کالای قابل تقاضای اجتماع خود برای بدست آوردن همه چیز تلاش کند و در این بین ازلگد و پایمال کردن هر نوع حقوق انسانی ابایی ندارد و حتی تمام خیانت و جنایت مادی در حق دیگران را برای خود توجیح عقیدتی و قومی می کند یعنی همان کارکرد قبیله گرایی قومی
حال انکه این روش زندگی چه در سنتی آن و یا در به ظاهر مدرن آن با هدف خلقت و آنچه خداوند از انسان انتظار دارد در تناقض اشکار قرار دارد
خداوند مهربان در کلام خود می فرماید (و اذ قال ربک للملئکه انی جاعل فی الارض خلیفه) زمانی را که پروردگارت گفت من در زمین جانشینی می آفرینم بر مبنای این اصل که انسان را خداوند حکیم جانشین خود قرار داده است باید آنچه را خداوند در زمین در حق مخلوقات آن از نبات ،جماد ،انس و جن انجام می دهد جانشین آن مکلف به انجام آن است تا شرط بندگی و اسلامیت خود را بجا آورد
مگر سفره نعمات بر تمام بندگانش پهن نیست آیا خداوند بنده ایی را بعلت عدم قبولیش از نعمات دنیایی محروم کرده فرعون را خداوند چقدر عمر و مال و حکومت داد چقدر و چقدر نعمت در اختیار کفار گذاشته است آیا انسان مسلمان می تواند پا را فرارتر از مولای خود بگذارد فردی و یا گروهی را از حقوق محروم کند این با بندگی و اسلام منافات دارد بر اساس همان مبناء که عده ایی هر چه را حق خود می دانند ...
عدم توسعه بهره مند و مفید از منابع انسانی است همه کشورهای پیشرو در علم و فناوری را نگاه کنیم با جمع کردن انسانهای مختلف با افکار و اندیشه های متفاوت و حتی مخالف هم با بهره برداری مفید از انها در جهت توسعه کشور خود بهره می برند
اما ما با حصارکشیهای مختلف نه اینکه از هوش انسانهای مختلف دنیا کم بهره می گیریم از توانمندی مردم کشور خودمان هم بطور اصولی استفاده نمی کنیم کوچترین و هم بزرگترین ضرر عدم بهره مندی مفید از بین بردن رقابت در جهت تعالی مملکت است گروهی که احساس امنیت می کنند و بدون تلاش و داشتن توانمندی علمی و حتی اخلاقی لازم بعلت داشتن حاشیه امن با ترفند و حیل مراحل رشد را مثل برق و باد طی می کنند و گروهی دیگر یا احساس سرخوردگی می کنند و یا بی تفاوتی و یا راه دیگری را دنبال می کنند و در این فضاها رشد افراد متملق ریا کار و افراد مذب ذب زیاد است
متاسفانه در کارکردهای اجتماعی این دفاع و مشروعیت ناحق هم برای بعضی ایجاد شده است که همه چیز، برای ما چون حق ماست و اگر کسی صحبتی و حرفی برای گرفتن حق زد نامشروع و دشمن است و اگر از خودمان نداشته باشیم باید به قیمت هدر رفت بیت المال و هر گونه بهره وری از خودمان پیدا کنیم و اگر نه مشمول همان قانون قبیله ا یی به هر قیمتی حق با ماست اگر نکردیم مشمول شماتت و زهر چشم های گروه خود هستیم طرح ریزی اداری بر اساس تعصب جاهلانه قبیله ایی و قومی اتخاذ می گردد بدون آنکه پشتوانه علمی و یا مشروعیت مردمی برخوردار باشد
از مشکلات مزمن اداری ما ایجاد خیاط خلوتهای اداری به بهانه های مختلف همفکر بودن و هم گروه بودن و بهتر اجرا شدن تصمیمات و غیره در صورتی اگر در نظام اداری همه خود را ملزم به اجرای برنامه های مدون و قوانین مصوب بدانند دیگر نه کسی می تواند خارج از وظایف اداری و سازمانی عمل کند و نه راه برای بی قانونی باز میشود اما ایجاد این خیاطهای خلوت فقط فرار از قانون اهمال کارها و هدر رفت بیت المال وازحیص انتفاع نمودن امکانات است ، هزینه کردن آن بر اساس امیال شخصی و نه بر اساس قوانین و برنامه های مربوطه است
نبود نگاه ملی کارگزاران و حیف و میل کردن بیت المال که اینها از مهمترین معظلات اداری هستند و هم باعث بد بینی مردم و بی اعتمادی به نظام میشوند
نگاه بسیاری از کارگزاران یک نگاه منطقه ایی و کوچک است هرکسی به قدرتی برسد تمام تلاش خود را می کند هر چه اعتبار و بودجه ایی است به روستای خود بخش خود و شهر خود و با دل خوری به استان خود و مرگ اداری خود می دانند به هر دلیلی در پایان سال اعتباری ماند اگر حتی توان کارشناسی و تدارکاتی هم نبود آن اعتبار را به خزانه مملکت واریز نمی کنند انگار خزانه کشور خارجی است
هستند افرادی بیت المال را به باد بدهند و به هر عنوان به منطقه خود ببرند اما حاضر نیستند نقطعه ایی از کشور که تمام استعدادهای لازم در آن بخش دارد توجه بهتر کنند مثل اینکه در بلوچستان هوا گرم و خشک است تلاش کنند میوه سردسیری تولید کنند و در این بخش هزینه کنند. عبث کاری ،کار بیهوده ایی است
بسیاری از مواقع هزینه های در بخشی میشود که سالیان سال جبران آن اعتبار نمیشود و حتی نبود آن پروزه
هیچ اثری ندارد
رهایی از مشکلات عقب گرد از راه اشتباه رفته است هیچ گروهی از توقف اشتباه ضرر نمی کند بلکه سود
مضاعف است فلسفه توبه بر گناه همین است که از اشتباه پرهیز شود
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390
مناجات نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
گزیده هایی از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری
الهی
بیمار کنی و خود بیمارستان کنی
درمانده کنی و خود درمان کنی
از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی
سعادتش بر سر دیوان کنی
و به فردوس او را مهمان کنی
مجلسش روصه رضوان کنی
نا خوردن گندم با وی پیمان کنی
و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی
آنگه او را به زندان کنی و سالها گریان کنی
الهی
کار آن دارد که با تو کاری دارد
یار آن دارد که چون تو یاری دارد
او که در دو جهان ترا دارد
هرگز کی ترا بگذارد
الهی
گهی بخود نگرم گویم از من زارتر کیست
گهی بتو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست
ای نزدیکتر بما از ما
و مهربانتر بما از ما
نوازه ما بی ما
بکرم خویش نه بسزاء ما
نه کار بما ، نه بار بطاقت ما
نه معاملت در خور ما،نه منت بتوان ما
هر چه کردیم تاوان بر ما
هر چه تو کردی باقی بر ما
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390
بسم الله الرحمن الرحیم
انچه امروز در خاورمیانه و در این همه کشور انسانها به فریاد در آمده اند جای بسیار برای تامل دارد
چرا دولتها با این همه امکانات مادی که در اختیار دارند نتوانسته اند رضایت مردم را جلب کنند چرا
با این همه وسایل ارتباطی و با تبلیغات فراوان نتوانسته اند مردم خود را همراه و همدل خود کنند چرا
با سر نیزه و رعب و وحشت نتوانسته اند صدای مردم را بخوابانند چرا باید بخشی از مردم این کشورها
رضایت داشته باشند تا جنگنده های ناتو بمب و اتش بر روی هموطنان انها بریزند چرا مردم جنگ و
آورگی و در بدری را پذیرفته و متحمل این همه خسارت مادی و معنوی میشوند
چرا حاکمان باید بر ماندن در حکومت این همه خون بریزند چرا این همه شکنجه زندان و اوارگی
برای مردم خود ببار بیاورند
اصلیترین و مهمترین ضعف جوامع اسلامی عدم پایه بندی حاکمان و مردم به دستورات خداوند است
در زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی بخش بزرگی از حاکمان و مردم اسلام واقعی در زندگی حاکم
نیست از احکام فردی گرفته به مانند روزه زکات حج و تا حقوق اجتماعی، عدالت در انواع مختلف
آن عدالت اقتصادی ،عدالت سیاسی ،عدالت منزلتی
در جوامع اسلامی بیت المال تبدیل به مال البیت شده است که این خود سر آغاز همه انحرافات است
شفافیت در قدرت وجود ندارد اصولی اسلامی بر بالا رفتن از نردبان قدرت تعریف نشده است و حتی
اصول مورد پذیرش همه مردم را رعایت نمی کنند شفافیت مالی در ارکان قدرت حاکمان کشورهای
اسلامی وجود ندارد جمع آوری ثروتهای هنگفت از درامدهای کشورشان و بودن هزاران هزار انسان
که توان سیر کردن شکم فرزندان خود را ندارند انها را به فکر نمی اندازد این همه مال اندوزی برای
چه و چرا حکومت کردن با ایجاد ترس و وحشت بجای حکومت کردن بر دلها و روان مردم عدم
مشارکت مردم در تصمیم گیرها و تصمیم سازیهای کشور
عدم توجه به باورهای دینی مردم و حتی بی اعتقاد به باورها و اعتقادات اسلامی بسیاری از حکومتگران
کشورهای اسلامی که خود را مسلمان می دانند خانواده های انها کشف حجاب دارند و خود در دیدار
با فرستادگان زن کشورهای اسلامی دست داده و عملا به انکار عملی دستورات اسلام عمل می کنند
ترس از قدرتهای جهانی غالب بر ترس از عدم اجرای احکام اسلام و تضییع حقوق مردم است
از اگاهی مردم در ترس و نگرانی بسر می برند
دروازه انتقاد را برروی خود می بندند انتقاد تلنگری است که انسان را از غفلت بیدار می کند
در کشورهای اسلامی ماشین دشمن سازی سرعت بالای می تازد و قطار لاکپشتی دوست سازی
به گرد آن نمی رسد
حاکمان خود را حق مطلق می پندارند و مردم را کمتر از آن می بینند و یا می پندارند که نظری
و ایده ایی بهتر از آنها را دارند
حلاصه اینکه در کل خاورمیانه رابطه بین قدرت ،ثروت ،منزلت بین ملتها و دولتها فرمولی
قابل حل برای رضایت دو طرف پیدا نکرده است
تفرقه ملتها و دو لتها در خاورمیانه در قیاس دیگر نقاط دنیا زیاد است
کارکرد عملی در حاکمان و مردم ضعیف است اسلام مینواند از غرب تا شرق عالم را
به سعادت برساند اگر ما پایبند عملی به اسلام باشیم
سه شنبه هشتم شهریور 1390
عید فطر مبارک
بسم الله الرحمن الرحیم
پروردگارا بندگان شایسته ات محصول بندگی ،نماز،روزه ،نمازشب
انفاق ،اخلاق حسنه و.... در این عید مبارک درو می کنند با خرمنی
از بخشش رحمت و دوری از جهنم، نشاط، سلامتی رضایت بارگاهت
به استقبال روز عیدت میروند اما من با کوله باری از معصیت ،سنگینی
گناه ،دست خالی در میدان سرگردانی و ترس ووحشت به مانند
گوسفند مانده از رمه در چنگال وحشتناک گرگ نفس و شیطان از صیامت
می ایم فقط ندامت ،خجالت از نعماتت و پشیمانی را به درگاه عظیمت
عرضه دارم امیدم فقط به لطف و بخششت و خدایت است به بزرگیت
که من کوچک لیاقت گرفت شما را ندارم خدایا به نادانی و کوچکی خود
اگاهم امیدم به عظمت و بزرگیت است چون خیلی کوچکم و نادانم
نادان و نادان
خدایا این عید سعید را بر تمام مسلمانان مبارک گردان
یکشنبه سی ام مرداد 1390
مسلمان واقعی باشیم
بسم الله الرحمن رحیم
اینطور اغاز کنم که چرا زندگی جمعی و فردی ما مسلمانان زندگی مطلوب و قابل
ارائه به عنوان الگو نیست یا اینکه چرا اسلام با این همه پتانسیل برای الگو شدن
هنوز نتوانسته شرق و غرب عالم را درنوردیده است چرا جهان اسلام در رکود
فکری تولید علم و اندیشه مانده است
امار کشتار و جنایت نسبت به جوامع دیگر بالا رفته است رکود اقتصادی و تنگی
معشیت به طور فزاینده ایی تکان دهنده است عدم رعایت قانون بی عدالتی و
نبود امنیت اجتماعی خلاصه هر کالای غیر مطلوبی که شایسته این جامعه نیست
به وفور یافت میشود
اشکال کار کجاست اسلام در حوزه عقیده و باور و در حوزه عمل قابلیت
خود برای ساختن جامعه الگو به نمایش گذاشته است
الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا
امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم
و اسلام را برای شما برگزیدم
خداوند با بعثت انبیاء و نزول قرآن بعنوان قانون زندگی دنیا و سعادت اخرت
به انسانها نشان داد که اسلام فلاح دنیا و اخرت است
کارکرد نهادی و عملی اسلام در صدر اسلام که با تمدن سازی شروع و با
تولید علم و اندیشه و پاسخگویی به تمام نیازهای بشری معلوم گرداند که اسلام
همان گوهر تابناکی است که انسان را رهنمون به حقیقت و سعادت می کند
اسلام برای فرد فرد بشر برنامه و تئوری دارد شروع مبعث حضرت رسول را
مطالعه کنیم مسلمانان صدر اسلام چه سختیهایی را تحمل می کردند و خداوند و
رسول او ناظر بر این سختیها بودند خداوند می توانست با قدرت خود جلوی کفار
را بگیرد تا مسلمانان از این سختیها راحت شوند اما اسلام پختگی و مقاومت و صبر
را می خواهد در جوهر هر انسان بگذارد تا به کمال برسد
بعد از مدتی که این فردیت پخته شد و هر کدام ستونهای استواری شدند رسول خدا
به دستور رب خود رحیل هجرت سر داد تا جامعه ی اسلامی را بنا کنند
امروز فرد فرد اسلام از اسلام واقعی دور هستیم
امروز اعضای جوارح فرد فرد مسلمان بجای اینکه در خدمت اسلام باشند درخدمت
شیطان و نفس هستند تا زمانیکه اعضای جوارح مسلمان در خدمت دین نباشد فرد
مسلمان واقعی ساخته نمی شود و تا زمانیکه فرد واقعی مسلمان ساخته نشود جامعه
اسلامی محمدی و خدایی ساخته نمی شود
امروز گوش فرد مسلمان بجای گوش دادن به اوامر الهی گرفتار شنیدن موسیقی
مبتذل است در حال شنیدن غیبت است دوست دارد حرفهای ناخوشایند از برادر
و خواهر خود بشنود از شنیدن ناکامی و شکست دیگران خوشحال میشود
چشم مسلمان از دیدن نامحرم بسته نشده دنبال لذت چشم است بجای اینکه
این کاینات را می بیند به یاد عظمت و بزرگی خداوند بیفتد خود متاثر از این
کاینات میشود
قلب مسلمان باید جای محبت الله و رسول او باشد محبت ویران کننده دنیا در
او نهفته است در قلب خود کینه دشمنی گمان بد می پروراند و از شکست
دیگران خوشحال میشود و از پیروزی کسی به غم و اندوه گرفتار میشود
امروز مسلمان به فکر چپاول مال ابرو دیگران است
افکار مسلمانان بجای اینکه در انها عظمت و بزرگی خداوند باشد به فکر
دشمنی با هم سپری میشود در خانواده برادر با برادر خواهر با برادر
فامیل با فامیل مردم شهری با شهری دیگر کشوری با کشور دیگراین مذهب
با ان مذهب این حزب با ان حزب تمام انرژی ما صرف خود تخریبی جامعه
خودمان میشود
در جوامع اسلامی بجای تضارب ارا تخاصم ارا داریم
ما به سادگی از گفتگوو رقابت سازنده و نقد سازنده می گذریم یک
سره به دشمنی میرسیم و در دشمنی هم چنان عجول هستیم تا به از
بین بردن خود راضی نمی شویم
پس اکنون جامعه اسلامی مریض است باید برگردیم به عقب هرکدام
باید جزء به جزء اندام و جوراح خود را اسلامی کنیم تا فردیت درست
شود و از درست شدن فردیت جامعه درست میشود
در پایان اگر مسلمان در همه حال خدا را و خدا را و خدا را ببیند
از هر پلشتی پاک میشود
سه شنبه یازدهم مرداد 1390
نکات اخلاقی
بسم الله الرحمن الرحیم
1 .میوه غیبت دشمنی بین غیبت گو و غیبت شونده است
2 . هیچ کس دشمن انسان نیست دشمن نفس و شیطان است
3 .از پشتیبانی حق نباید کوتاه امد
4 .در لحظات به ظاهر سخت برای برآوری حاجت از رفتن به در مخلوق
خوداری شود با این کار ما توکل به ذات عالیه الله (ج) را از دست می دهیم
و موجب تاخیر در برآورده شدن نیاز میشود
5 .در هر قلبی نور دانش ،بندگی ،زیبایی و دوست داشتن می تابد برای نگه
داشت این نور چگو نگی برخورد ما با آن مهم است
6 .در هر قلبی امکان ورود نفرت ،کینه ،بدگمانی می باشد مهم است که با بخشش
دوست داشتن و خوش بینی انها را از قلب دور شوند
7 .دروازه شنیدن را با موسیقی خراب نکنیم
8 .مشکلات را قبل تبدیل آن به گلایه حل کنیم
9 .بی نظمی مصرف کننده اضافی انرژی انسان است
10 .غیبت حتما جسم را بیمار می کند
11 .گناه انسان را سبک و عریان می کند
12 .هیچ امری در عالم هستی بدون اذن ذات عالیه الله (ج) اتفاق نمی افتد
13 .به دنبال راضی نگه داشتن همه انسانها نباشیم فقط به دنبال رضایت الله
احد باشیم
14 .دعا کنیم بعضی از آروزها تا روزی که خرد به مسیر کمال نرسیده محقق نشود
15 .جوانان سعی کنند در جوانی گرفتار نادانی جوانی نشوند تا در میانسالی خجالت
آن را بکشند
16 .اشتباهات از روی احساس با ندامت کمتر روبرو میشود و امکان جبران خواهد بود
اما اشتباه از روی غرور و تکبر شاید هرگز امکان جبران پیش نیاید
17 .در طلب ثروت و مقام هیچ وقت به ان فکر نکنیم با اینها بر انسان دیگری فخر کنیم
و یا کسی را به زیر یوق در اوریم ذات عالیه الله (ج) یا هیچ وقت انها را نخواهد داد د یا
اگر بدهد موجب هلاکت انسان خواهند شد
18 .انسانهای پرحرف از زبن خود کار می گیرند و در حرفهای انها منطق و حکمت
وجود ندارد
19. صبوری و صبوری و صبوری در ناملایمات بهترین اکسیر برای موفقیت است 0
20 .در هیچ مخلوقی نباید با دیده تحقیر نگاه کرد فقط با نگاه عبرت و پند نکریست
21 .هیچ انسانی با قلبی سخت و مغرور و پرکینه به متاعت نمی رسد و اگر اظهار
متانت سنگینی کند فقط نمایشی دروغین در می اورد این بار سنگین غرور و کینه
است که او توان مراودت و همگویی با افراد را ندارد
22 .تا قلب انسان مستقیما به ذات الله (ج) متصل نشود ارام نمی گیرد و از پریشانی
خالی نمی گردد
23 .برای انتخاب خوب تردید بخود راه ندهید انوقت بزرگترین سد را برای خود بوجود
اورده اید
24 .در حرکات و گفتار کودکانه ،کودکان پندهایی است که باید درکشان کنیم
25 .در دلهای به کمال نرسیده تا حسدی ،کینه ایی ،بغضی بیرون می رود حسدی دیگر بغضی
دیگر و کینه ایی دیگر جای آن را می گیرد
26 .برای رسیدن به ایده الها باید با واقعیت ها کنار بیاییم
27 .برای رسیدن به موفقیت های ذهنی خود باید آرزوی موفقیت کسانی را که رقیب
می پنداریم داشته باشیم
28 . برای تحصیل مال حلال نباید هیچ کاری را عیب دانست
29 .عجله کردن برای رسیدن به آرزوها و بدست آوردن در زمان کوتاه به مانند سیل
خروشان است که زود پر میشود و زود خالی میگردد
30 .برای پیروزی بر رقیب امکانات را از او سلب کردن ناجوانمردانه است
31 .در کاری و شغلی که وظیفه دفاع از حقوق مردم در آن است اگر توان انجام
ان را نداریم وارد نشویم
32 .برای ترقی کاری سعی نشود از کسی که ذیحقتراست با ناجوانمردی عبور شود
33 .هر انسانی برای کاری ساخته شده است از دست زدن به کارهای مختلف
فقط عمر و انرژی انسان تلف میشود
34 .برای خاموش کردن شعله های کینه و جنگ اگر با کسی اختلاف داریم
سعی نکنیم دامنه اختلاف خود را با او به همه کسانی که با ما نزدیک هستند
بکشانیم تا دیگران مجبور به اختالف با او شوند این کار رمان دشمنی را بیشتر
و اشتی و صلح را به تاخیر می اندازد
35 .خداوند در هر انسانی یک مزیتی گذاشته است یکی متکلم خوبی دیگری
متفکری یکی کارگر خوبی یکی مشورت دهنده خوبی یکی فرمانده خوبی دیگری
فرمانبر خوبی پس سعی کنیم به فکر تقویت مزیت خدادادی خود باشید
36 .هیچ وقت فکر نکنیم ذات عالیه الله (ج) ما را فراموش کرده است
37 .به اخلاقیات خود فکر کنیم خوبیها را تقویت و بدیها را حذف کنیم
38 .خدا را با علم بندگی کنیم تا بندگی بدون علم
39 .تصمیم و عمل در زمان خشم بزرگترین ندامت را در پی خواهد داشت
40 .کارهای کوچک و مستمر برکت بهتری دارند تا کارهای خروشانی و زودگذر
41 .اتفاق می افتد از کسی ناخوداگاه بدمان بیاید این بد امدن از ناپخته بودن درک انسان
سرچشمه می گیرد این حالت را از خود دور کنیم
42 .برای شنیدن حرف خدا امر به معروف و نهی منکر از نشستن پای منبر
هیچ کس ابایی نداشته باشیم
43 .هر گاه فکر خود را متمرکز یک کاری کنید خداوند راههای وصول
به ان را باز خواهد کرد
44 .در محیطی که رقابت منفی وچود دارد و افراد نسبت به هم خوش بین نیستند
از گفتن توانمندیهای خود اجتناب شود این حس حسادت را بیشتر می کند
45 .در جامعه و محیط بد بین افرادی که کار خیر انجام میدهند با چراغ خاموش
کار کنند
46 .دعا کنیم ذات عالیه الله (ج)درب کارهای کوچک و بزرگ را نبندد که باز کردن
است که روح و روان انسان را خسته می کند
47 .اگر ما خالصانه فکر و وقت خود را برای خدا بگذاریم عمر ما برای رفع
نیازهای مادی تلف نمیشود
48 .با بچه ها کودکانه برخورد کنیم اما روش بزرگ زیستن را به
انها بیاموزانیم
49 .متمدن سازترین لحظات تاریخ بشر از هجرت حضرت رسول (ص)
از مکه به مدینه رقم خورد
50 .مسخره کنندگان جزء نادانان هستند
51 .اگر قطع صله رحم طولانی باشد حس بدبینی و نفرت و فراموشی
بین افراد بوجود می اید
52 .سلام کردن باعث ارامش میشود
53 .اعتماد کردن به کودکان حس اعتماد به نفس انها را تقویت می کند
54 .برای در یافت رحمتهای خداوند با حالت کوچکی در خانه های او
مساجد بشینیم
55 .لطف و کار هر چند کوچک هیچ کس را بی شپاس نگذاریم
56 .از وعده دادن کوچک به کودکان و انجام ندادن انها پرهیز کنیم
57 .اگر کسی به ما امیدی بسته است تلاش کنیم که امید خود را از ما از
دست ندهد
58 .دلمان را چنان نگهداریم که برای شادی کودکی شاد و برای گریه
کودکی غمگین شود
59 .دعا کنیم زمانی که شعله های اتش انتقام در وجود ادم خروشان
است فرصت انتقام بوجود نیاید
60 .تجربه های خوب و بد اطرافیان خود را مطالعه خوبیها را تقویت و بدیها
را اصلاح کنیم
61 .در انجام کارها گفتن ان شاء الله را فراموش نکنیم
62 . سعی کنیم طرف مشورت افراد صادق باشند
63 .ارزش های فرهنگی هر قوم سرمایه معنویی هستند
پس باید حفظشان کرد
64 .هیچ انسانی در سایه انسانی دیگر گم نمیشود هر انسانی
برای کاری ساخته شده است
65 .اگر ما صادقانه برای خدمت به مخلوق از خداوند طلب نعمتی
کنیم اگر خود آن نعمت فراهم نشود حتما راهی برای خدمت گشوده
خواهد شد
66 .در مواقعی که دوستانمان را می بینیم بی خیال از کنارشان رد نشویم
به اندازه یک سلام علیک با انها صحبت کنیم چون این باعث افزایش و تداوم
دوستی میشود
67 .بدست آوردن دوست خوب سخت است پس به آسانی از دستشان ندهید
68 .پیامکها ساده ترین راه امتداد دوستیها هستند
69 .از رسمی برخورد کردن با دوستان دانش آموزی ، سربازی ،دانشجویی
پرهیز کرد
70 .خداوند تبارک و تعالی به اندازه پیشرفت علمی و عقلی بشر قدرت خود را
با معجزات متعدد نمایان می کند
71 .پیشرفت بشر با ظلم امکان ندارد
72 .خوب دیدن خوب شنیدن و خوب گفتن را تمرین کنیم
73 .به هر اندازه زبان ،گوش ،چشم ،قلب و فکر ما خدایی باشد به همان اندازه
درهایی از حکمت به روی انسان گشوده میشود
74 .زندگی بدون هدایت راه رفتن در کوچه تنگ پر سنگ لاخ در شب تاریک است
75 .بعضی از ما بخاطر ترس ازریختن ابرو گناه نمی کنیم خوب است اما ترس از
خداوند اخلاص و بندگی است
76 .برای نشان دادن توانمندیهای خود عملگرا باشیم تا حراف
77 .در اوقاتی از شب و روز به ذکر خداوند مشغول باشیم
78 .از جلوتر حرکت کردن و راه رفتن بزرگتر از خود اجتناب کنیم
79 .بدون سلام کردن از کسی که بدمان می اید خود داری کنیم
80 .از موفقیت اقتصادی و اجتماعی و ...رقیب خود خوشخال شویم
81 .رقابت سازنده و بدون حسادت در درون خود را حفظ کنیم
82 .مدیران از به رقابت آنداختن ناسالم زیر مجموعه خود اجتناب کنند
83 .مدیران سازمانی برای ارتقاء سلامت دستگاه از گروههای مختلف
افراد درون سازمان استفاده مدیریتی کنند
84 .برای جلوگیری از ارتشاء و اختلاس اداری از کوچکترین مورد تخلف
نباید گذشت
85 .برای رفع اختلاف از حق نگذریم
86 .پزشکان از نگاه تجارت به درمان پرهیز کنند
87 .قضات از نگاه قومی و مذهبی به متهم پرهیز کنند
88 .دزدان بیت المال به مثل راهزنان و حتی بیشتر تنبه شوند
89 .از گفتن توفیقات خود جلوی افراد حسود پرهیز باید کرد
90 .از گفتن عیوب جسمی کوچک ازواج با هم پرهیز کنند
91 .اسلام برای تمام مشکلات راه حلی گذاشته است
92 .مادران دوست داشتن عموها و عمه ها را به فرزندان خود بیاموزند
93 .پدران دوست داشتن دایی ها و خاله ها را به فرزندان بیاموزند
94 .در کنار ساحل دریا به یاد عظمت الله باشیم
95 .مادرانی که یک شوهر دارند از ایجاد دشمنی بین فرزندان خود داری کنند
96 .زنان حقوق بگیر وظیفه شوهرداری و فرزنداری را فراموش نکنند
97 .دعا کنیم خداوند درک آزمایشات و ابتلاعات خود را به بدهد
98 .دشمنی بین گذشتگان را فراموش کنید
99 .اگر در زندگی مشکلی پیش امد اول علت درونی ان را در خود جستجو کنیم تا علت بیرونی آن
100 .شهامت پذیرش خطا باعث حل مشکل میشود
101 .در هیچ حالی فکر نکنیم دروغ مشکلی را حل می کند
102 .شروع بکار مدیریتی را با حس بدبینی به ابوابجمعی خود شروع نکنید
103 .بجای دغدغه رزق فرزندان دغدغه اصلاح و تربیت انان را داشته باشیم
104 .با دعا و نیایش خود را از شر نفس و شیاطین ایمن و زیر باران
رحمت الله (ج) قرار دهیم
105 .تکبر ، غرور انسان را تنها می کند
106 .سکوت در زمان فتنه راه ثواب است
107 .کوتاهی در وصل کردن صله رحم زیانبار است
108 .سعی کنیم زیاد اشتباه نکنیم چون فرصت جبران همه پیش نمی اید
109 .تلاش نکنیم که نشان دهیم در هر کاری سررشته ای داریم
110 .به نیازمندان کمک و مواظب گول شیادان باشیم
111 .کودکان خود را از رفتار و ارزوهای بد باز داریم
112 .اگر نتوانیم الگوی رفتاری خوبی باشیم مروج بدیها نباشیم
113 .همیشه آرزوی خانه خدا را داشته باشیم
114 .در هنگام رفتن به سفر از برداشتن هر انچه که فکر می کنیم لازم است
کوتاهی نکنیم
115 .تنبیه و تشویق را طولانی نکنیم
116 .اگر پایه دوستی بر اساس صداقت نباشد به زودی فرو می ریزد
117 .بدقولی باعث بی احترامی میشود
118 .اگر در قلبمان از امدن مهمان به خانه راضی باشیم همه از امدن
به خانه ما لذت می برند
119 .سعی در جلب رضایت دشمن حسود و بدگمان کنیم اما به طرف
رضایت متکبر گامی بر نداریم
120 .اگر انسانی حسود،برای موفقیتی در حال تلاش است نه کمک کنید
و نه سدی برایش درس درست کنیم
121 .از خدا بخواهیم ارث ما به وراث کینه ،نفرت و دشمنی به کسی نباشد
122 .در هیچ حالی تلاش نکنیم با ریختن ابروی کسی و یا گروهی برای
خود منفعتی بدست بیاوریم این منفعت نه پایدار خواهد شد و نه خیری در
ان است
123 .ضعیف ترین مدیران کسانی هستند که با وعده دروغ سازمان تحت
امر خور را مدیریت کنند
124 .نیت انجام هر کاری را رضایت الله (ج) بدانیم
125 .بر اساس بدگمانی و فکر منفی درباره کسی قضاوت نکنیم
126 .خنده زبا ن شادی همه انسانها و گریه زبان غم همه انسانها
پس شادی را تقسیم انسانها کنیم
127 .جواب رد به مهمانی کسی ندهیم
128 .هیچکس به اندازه خدوند به فکر سعادت و خوشبختی بشر نیست
دوستان محترم با ارائه نظرات ارزشمند خود کمک نمایند
دوشنبه سوم مرداد 1390
نکته
بنام خداوند
دیگران کاشتند ما می خوریم ما می کاریم دیگران بخورند
هیچ گرانی بی حکمت نیست و هیچ ارزانی بی علت
کوه به کوه نمی رسد آدم به ادم می رسد
با دم شیر بازی نکن
با همه بله با ما هم بله
اش نخورده دهن سوخته
داخلمون خودمان را کشته و بیرونمان مردم را
زبان سرخ سر سبز می دهد به باد
هنوز اسب نخریده آخورش را می بندد
پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390
بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه اسلامی چنان ظرفیتهای بالایی در مکارم اخلاقی دارد کمتر جامعه ای در ادوار تاریخ
یافت میشود که این ظرفیتها را دارا باشد حضرت محمد (ص) نبی مکرم اسلام می فرمایند
بعثت لاتمم مکارم اخلاق من بر انگیخته شدم تا بزرگواری اخلاقی را کامل کنم خداوند در
وصف اخلاقی انحضرت می فرماید انک لعلی خلق عظیم (قلم 3 ) قطعا تو دارای اخلاقهای
عظیم هستی
حال فهرست وار نمونه هایی از موارد اخلاقی ذکر و وضعیت آن در جامعه بررسی شود
1 . سلام کردن رسول خدا در نهادینه کردن سلام در جامعه اسلامی اهتمام جدی داشتند
تلاش ایشان در پیش گفتن سلام در مواجه با افراد در تاریخ زندگی گهر بار ایشان نمود و
بروز خاصی دارد اما امروزه این گوهر اخلاقی کالای کمیاب شده است افراد فقط در مواجه
با اشنایان سعی می کنند آن هم در مقابل جلوتر سلام گوید خود را بدرقه میکنند حال انکه
سنت اسلام در پیش گفتن سلام و همه گیر بودن است حال این مهم بر کارگزاران جامعه
اسلامی بیشتر باید قابل توجه باشد تا در مواجه با مردم به این مهم اهتمام جدی شود
رسانه های دسته جمعی در ترویج و تبلیغ عمومیت کردن سلام کردن برنامه سازی و
برنامه ریزی کنند
2 .انفاق و صدقه کردن از سنتهای موکد اسلام می باشد نمونه های زیادی در زندگی پیامبر
اسلام و یاران او داریم که کمک به همنوع و بر طرف کردن نیاز او را بر نیاز خود ترجیح
می دادند نبی مکرم اسلام قسم یاد می کنند که از صدقه مال کم نمیشود جا دارد جامعه اسلامی
نسبت به برآورد کردن نیازهای افراد نیاز مند و ابرومند همت مضاعف نماید
3 . تواضع ،تواضع حسن خلقی است که باعث ارامش و طمانینه درونی می گردد و غرور و نخوت
را از درون انسان بیرون می کند پیامبر اسلام در پایین مجلس می نشست و حق هم مجلسیان را رعایت می کرد و سفارش می کردند با دیدن من بلند نشوید در مدح من مبالغه و اغراق نکنید و یا چشمش را کسی خیره نمی کرد در روز متح مکه شخصی از ترس او رعشه بر اندامش افتاده بود
فرمود (ارام باش نترس من پادشاه نیستم همانا من پسر یک زن قریشی هستم که گوشت
خشک شده را می خورد) اما امروزه چقدر تواضع در جامعه ما وجود دارد بسیارند کسانی تا به مال و منالی و یا پست و مقامی برسند دوست دارند همه در مقابل انها کرنش کنند واگر کسی به این رذالت تن نداد طرف با قدرت سعی در خرد کردن همنوع خود را در دل و ذهن خود می پروراندنتیجه تواضع احترام همنوع و جامعه به فرد متواضع است اما غرور و تکبر باعث دوری و تنهایی فرد می گردد
4 .عفو اگر کسی بدی کرد عفو را بر انتقام ترجیح داد قران کریم می فرماید (خذ العفو و امر بالعرف
عفو را اساس کار قرار ده به نیکی و احسان دستور ده الاعراف 99 وحشی با کشتن عموی
پیامبر ان بزرگوار را به گریه می اندازد ولی مشمول عفو ان حضرت قرار می گیرد
5 . حسن ظن و داشتن گمان نیکو بر همدیگر از حسنات دین اسلام است اما امروزه
گمانه بد در چامعه بیشتر است و اطمینان کردن به همنوع کمتر است و بعضی وقتها
بر اساس گمان بد و پیش داوریهای ذهنی بر خود حکم می رانیم و بر اساس آن تصمیم
و عمل می کنیم
اما حرف اساسی در این است فرضیه مهم امر به معروف و نهی از منکر در جامعه کمرنگ
شده است باید عده ایی باشند به این مهم توجه کنند و نظام اسلامی در خصوص عنایت کند
یکشنبه هشتم خرداد 1390
بسم الله الرحمن الرحیم
گزیده ای از نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر
مهربانی به رعیت و دوست داشتن انها و لطف در حق ایشان
را شعار دل خود ساز چونان حیوانی درنده مباش که خوردنشان
را غنیمت شماری زیرا آنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند
یا همانند ان تو در آفرینش
پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390
نکته
پر معنی ترین کلمه ما است آن را به کار ببر
بی رحم ترین کلمه تنفر است با آن بازی نکن
خود خواهانه ترین کلمه من است ازآن حذر کن
ناپایدارترین کلمه خشم است آن را فرو بر
پوچ ترین کلمه طمع است آن رابکش
دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390
بر چه مبنای بر افراد قضاوت می کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
در جامعه ما معیار و شاخص قابل اندازه گیری برای شناخت از افراد تعریف
نشده و یا اینکه افراد نمی خواهند شخصی و یا گروهی را با مطالعه و معیارهای
قابل پذیرش عمومی بسنجند انچه در یک برخورد و یا در یک شنیده در ذهن حک
شده باشد همان میشود ملاک خوبی و بدی افراد به قول مولانا
هرکسی با ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من
متاسفانه همچنان که اسلام بصورت کامل در زندگی فردی و اجتماعی ما پیاده
نشده است برای خوبی و بدی افراد ما کمتر به دستورات اسلام توجه داریم
پیامبر اسلام می فرماید هرکسی تعلق به مسجد دارد گواه بر مومن بودن دهید
کسی دروغ نگوید تهمت نزند به زنا نزدیک نشود از خوردن مال مردم و یتیم
اجتناب کند غیبت نکند دزد نباشد و دیگر موارد اخلاقی که اسلام عزیز بیان داشته است
رعایت کند بر خوب و مصلح بودن فرد گواهی داد
از نگاه ملی احترام به قانون اساسی کشور حدود و ثغور کشور و ارزش های متعارف
یکی از معظلات جوامع در حال رشد دیدن مسائل بصورت سیاه و سفید است
و اینکه افراد را در قالب ذهنی خود گنجادن و قضاوت کردن و همان گونه که
در ذهن ما تصویری حک شده فرد و یا یک گروه را براساس ان تصویر ساختگی
نگاه می کنیم بدون انکه از ذهن او و یا دغدغه او چیزی بدانیم
در جوامع در حال رشد معمولا استفاده از واژگان کلی و مبهم است فلانی تندرو
فلانی متعصب فلانی ناسیونالیست و فلانی .....است بدون انکه مصادیق برای
آن باور خود داشته باشیم و حتی بدون انکه فردی و یا گروهی موصوف به صفتی
باشد آن وصف ذهنی و خود ساخته را بر او می چسبانیم
از مشکلات این اخلاق در جوامع رشد اتهام زدن بی جا رشد افراد متملق گو رشد
افراد ناشفاف است
از محاسن بزرگ اسلام که آن را دین جهان شمول گردانیده توجه ویژه آن به مکارم
اخلاقی انسان و ریختن تمام انسانیت در اخلاقیات خوب و نتیجه همه اخلاقیات خوب
تقوا و فقط تقوا را ملاک خوبی و برتری انسان قرار دادن
حال ما در زندگی اجتماعی نگاه کنیم چقدر ملاک خوبی انسان را تقوای آن قرار داده ایم
اکثرا با گمانه و سوء ظن به مسائل می اندیشیم و بر آن عمل می کنیم و یا افرادی که در
ایجاد ظن بد تبحر دارند دوری نمی کنیم
سوره حجرات آیه 12
یا ایها الذین آمنو اجتنبو کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم
ای اهل ایمان از بسیاری از گمان ها دور کنید که برخی گمان ها معصیت است
یا حضرت علی (ع) می فرماید
از سو ظن بپرهیزد چرا که سوء ظن عبادت را فاسد و پشت انسان را ازبار گناه
سنگین می کند
سه شنبه دهم اسفند 1389
خود شیفته ها را بشناسید
بسم الله الرحمن الرحیم
نارسیسم یا خودشیفتگی در علم روانشناسی به نوعی خودستایی
و خود خواهی درونی درونی اطلاق میشود که فرد مبتلا تنها به
تحقق پیدا کردن خواسته های درونی فردی ،موفقیت و انگیزه های
شخصی و قضاوت دیگران درباره رفتاری که انجام می دهد فکر
می کند
متخصصان علوم روانشناسی خودباوری و خودمحوری های فردی را
یک مولفه طبیعی و شرط بهره مندی از روابط مثبت و تعاملات اجتماعی
و سازگار با محیط اطراف دانسته و معتقدند علاقه داشتن به خود در صورتی
که به خود بزرگ بینی تبدیل نشود به تعبیری محافظ سلامت روان و ذهن
افراد خواهد بود و در موفقیت انها موثر است
اما در صورتی که این میل سرکش شود زمام زندگی فرد خود شیفته را دست
خواهد گرافت و او را در گرداب انزواطلبی و تصورات باطل غرق خواهد کرد
افراد خود بین و خود شیفته در درون خویش غرق شده و در مرکز دنیای خیالی
که ساخته اند می ایستند
پایه های اصلی خود شیفتگی های شدید در دوران کودکی شکل می گیرد
و با وضعیت اجتماعی و اقتصادی و سطح تحصیلات فردی ارتباط چندانی ندارد
اغاز این اختلال از دوران نوجوانی به وقوع می پیوندد و منشاء ان را اسیب ها
و زخم های روانی دوران کودکی می دانند در افراد مبتلا به خود شیفتگی های شدید
سن عاطفی افراد در رویارویی با مشکلات و قدرت مقابله با ضربه های عاطفی مهم
ارزیابی میشود
افرادی که دچار اختلال خود شیفتگی بوده و به طور مبالغه امیزو اغراق امیزی تصور
می کنند که از دیگران برتر و مهم تر هستنددر دوران کودکی هویتی غلط و متناقض با
ارزش های صحیح کسب کرده اند و این هویت مانع از شکل گیری و پرورش اندیشه های
صحیح و رفتارهای نوع دوستانه و متعارف در انها شده است
ضربه های عاطفی سبب شده است تا اینگونه افراد تصور کنند اطرافیان شان موجوداتی
خطر افرین بوده و برای زندگی انها نوعی تهدید به شمار می روند
اعتماد کردن به دیگران برای انها مسئله ای پیچیده به شمار رفته و افراد خودستا کمتر
به نزدیکان و اطرافیان خود اعتماد می کنند رشد این نیروی محافظه کارانه به طور
اغراق امیزباعث شکل گیری شخصیتی ناپایدار شده و برقراری ارتباط اجتماعی موثر
برای این گروه از افراد به اسانی امکان پذیر نخواهد بود
باید توجه داشت افراد مبتلا به اختلال خود شیفتگی ممکن است رفتارهای متفاوتی بسته
به شرایط و موقعیت های خاص بروز دهند و متناسب با فاکتورهایی همچون شدت اختلال
و متغیرهای محیطی رفتارانها تغییرخواهد کرد
برخی از افراد مبتلا به خود بزرگ بینی ممکن است در موقعیت های گوناگون
رفتارهای متفاوتی نشان داده و اختلال چند شخصیتی بر عملکرد رفتاری انها
تاثیرگذار است
در این نوع از خود پسندی افراطی افراد تمایل دارند با شخصیت هایی تعامل
برقرار کنند که همواره انها را مورد تحسین و تایید قرار دهند و از افراد منتقد
و ایراد گیر گریزان هستند زود رنجی و حسادت از ویژگی های اکثر افراد خودستا
و خود شیفته بوده و انها تصور می کنند اغراق و مبالغه استعدادهایشان به انها در
در پیشبرد کارهایشان کمک می کند اغلب افراد مبتلا به نارسیسیسم پنهان کارهستند
و زمانی که از مسئله ای ناراحت بوده و یا وضعیتی به نفع انها نباشد ان را از
دیگران پنهان کرده وپس از مدتی این تفکر بر ناخوداگاه انها نیز غالب شده و
تصوراتی غیر واقع بینانه و غیر حقیقی دارند
حس ریاست طلبی از اهداف اینگونه افراد بوده و از اینکه در کنترل یا تحت
فرمان و دستورات دیگران قرار بگیرند بشدت احساس ناامنی می کنند چرا
که تصور انها بر این است که در هر کاری بهتر از دیگران عمل کرده و
موفق تر هستند و به تنهایی قادرند هر کاری راانجام دهند
از انجایی که افراد مبتلابه خودستایی افراطی همواره در هراس هستند جایگاه
و مقام انها خدشه دارشود . در صورتی که در مقام ریاست باشند انتظار
دارند زیر دستان و کارمندان انها توقعات غیر منطقی شان را براورده
ساخته و قدرت همدلی و همفکری نداشته و ریاست انها اغلب با پرخاشگری
و خشونت همراه است
باید توجه داشت رفتار با افراد خود شیفته به تربیت کودکان بی شباهت نیست
انها مانند کودکانی حساس و اسیب پذیرهستند که در بیشترمواقع ممکن است
تشخیص انها برای انجام کارها به ضرر خود یا دیگران تمام شود
